|
|
|
|
|
آدم برفی هم که باشی دلت میخواهد کسی در آغوشت بگیرد دلت میخواهد یک نفر کنارت باشد تا گرمت کند ، تا آرامت کند مهم نیست آب شدن ، نیست شدن مهم آن آرامش ست حتی برای چند لحظه. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 0:36 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
در این مقاله میخواهیم به شما آموزش دهیم که چطور صمیمیتر و اجتماعیتر رفتار کنید. یک تعریف ساده از "صمیمی"، مهربان و علاقهمند رفتار کردن با دیگران است و تعریف اجتماعی از دیدگاه ما یعنی وقت زیادی را با دیگران گذراندن و از آن لذت بردن. توصیههای زیر در آن واحد درمورد اعمال خاص و حالات کلی (مثلاً مثبت بودن نسبت به مردم، علاقهمند بودن به مردم) صحبت میکند. این دو به یکدیگر مرتبط هستند اما شما کنترل زیادی روی حالات خودتان نسبت به سایرین ندارید. اگر در یک زمان روحیهای خوشمشرب و اهلتفریح نداشته باشید، یا اگر بهطورکلی کمحرف باشید، همین هستید و نمیتوانید برای آن کاری کنید. نمی توانید فوراً به فردی بشاش و گرم تبدیل شوید. اما بااین حال میتوانید بعضی از اعمال را به ذهن داشته باشید و این همان چیزی است که به آن نیاز دارید. مثلاً اگر سر کار هستید و احساس میکنید آن روز کمی در خودتان هستید، میتوانید به خودتان یادآور شوید که باید به بقیه همکارانتان بپیوندید و ببنید آنها چه میکنند. همچنین، ایدههایی که در اینجا ذکر میکنیم، به این معنی نیست که باید به فردی پرحرف یا آویزان تبدیل شوید. از این توصیهها میتوانید در برخورد و رویکردتان با دیگران استفاده کنید. هر نوع شخصیتی که داشته باشید میتوانید از این راهکارها استفاده کنید طوریکه خللی در شخصیتتان ایجاد نشود. با افراد جدید شروع به حرفزدن کنید اگر به تازگی به کسی معرفی شدهاید یا فرد جدیدی را در اطرافتان میبینید، به سمتشان بروید و مکالمهای را آغاز کنید. حتی یک سلام گفتن معمولی، پرسیدن اسمشان، و گفتن "از آشناییتان خوشبختم" برای شروع ارتباط کافی است. با کسانی که سعی میکنند با شما حرف بزنند، حرف بزنید تا حالا شده بخواهید یک گفتگوی خوب با کسی داشته باشید اما طرف مقابل جوابتان را با کلمات کوتاه بدهد و کاملاً مشخص باشد که تمایلی به ادامه گفتگو با شما ندارد؟ احتمالاً شما هم راهتان را میگیرید و میروید و در دلتان فکر میکنید که چقدر ارتباط عمومیش ضعیف بود. اگر کسی سعی داشت با شما حرف بزند سعی کنید با خوشرویی به او پاسخ بدهید. برای حرف زدن با کسانی که میشناسید وقت بگذارید اگر یکی از آشنایانتان را دیدید، به سمتش بروید و احوالپرسی کنید. درمورد هر چیزی میتوانید حرف بزنید، از اوضاع و احوالشان گرفته تا اتفاقات روز. سعی کنید مداوم با دوستانتان در تماس باشید. وقتی همکارانتان سرشان خلوت است، بایستید و با آنها حرف بزنید. روابطتان را حفظ کنید و به همه نشان دهید که به برقراری ارتباط علاقهمندید. اگر کسی را دیدید که میشناختید، چون حوصله حرف زدن ندارید، از او دوری نکنید یا طوری نشان ندهید که انگار او را ندیدهاید. به سمتش بروید و برای چند دقیقه هم که شده گفتگو کنید. از دیگران دعوت کنید برای انجام کاری به شما/اکیپتان ملحق شوند برای دعوت کردن دیگران سخاوتمند باشید. این شما باشید که دیگران را بیرون دعوت میکنید تااینکه صبر کنید خودشان به سراغتان بیایند. نباید فکر کنید که باید کسی را به مدتی طولانی بشناسید تا با او بیرون بروید. اگر فکر میکنید با آنها کنار میآیید پس چرا کاری با هم انجام ندهید؟ اگر از همکار یا همکلاس جدیدتان خوشتان میآید، از آنها بخواهید که برای خوردن یک نوشیدنی یا هر چیز دیگر همراهیتان کنند. اگر در جایی یکدفعه دوستی را دیدید و هیچکدامتان کاری برای انجام دادن نداشتید، با او همراه شوید و با هم جایی بروید. از همسایه جدیدتان بخواهید که صبحها با شما برای پیادهروی یا دویدن بیاید. فکر نکنید برای اینکه با کسی بیرون بروید، باید از مدتها قبل او را بشناسید. اگر همکارانتان می خواهند برای جمعه این هفته با هم به پیکنیک بروند، نه تنها خودتان با آنها بروید بلکه از کسانی که از برنامه خبر ندارند هم بخواهید که به شما ملحق شوند. اگر میخواهید با یکی از دوستانتان بیرون بروید، میتوانید از یکی دیگر از دوستانتان که خیلی وقت است او را ندیدهاید هم بخواهید که همراهیتان کند. اگر سر راه خانه دوستتان یکی دیگر از دوستانتان را در خیابان دیدید، از او هم بخواهید که با شما به خانه آن دوستتان بیاید. البته پیشنهادهایی از این قبیل همیشه پذیرفته نمیشوند اما اشکالی ندارد شما نشان میدهید که اجتماعی هستید. سعی کنید افراد تازه را هم وارد جمعتان کنید و کاری کنید حس کنند وجودشان در جمع اهمیت دارد اگر با دوستان قدیمیتان بیرون رفتهاید و فرد جدیدی را در آنجا میبینید، بهجای اینکه صبر کنید او جلو بیاید و شما را بشناسد، وقت بگذارید و کمی با او حرف بزنید. اگر میخواهید جمع را برای برنامه جدید هفته بعد دعوت کنید، حتماً آن فرد تازه وارد را هم قید کنید. بروید آنجا که بقیه هستند اگر سر کار هستید و میبینید که همکارانتان دارند برای خوردن ناهار کنار هم برنامه میگذارند، شما هم حتماً بروید. اگر در مهمانی هستید و همه در سالن پذیرایی جمع شدهاند و حرف میزنند شما هم همانجا بروید و به آنها بپیوندید. نشان دهید که میخواهید با دیگران وقت بگذرانید. و وقتی آنجا رفتید در کاری که بقیه میکنند ملحق شوید. ساکت نایستید و به فکر فرو نروید. وقت بیشتری را با بقیه بگذرانید بیشتر با دیگران وقت بگذرانید. وقت بیشتری را دیگران بگذرانید. با دیگران بیشتری وقت بگذرانید. اگر دیربهدیر دوستانتان را میبینید، سعی کنید وقتی آنها را دیدید تمام روز را با آنها بگذرانید. اگر فقط هفته یک یا دوبار دوستانتان را میبینید، سعی کنید سه بار در هفته ببینید. اگر سر کار معمولاً فقط سرتان به کارتان گرم است و فقط در زمانهای استراحت با همکارانتان حرف میزنید، سعی کنید این زمان را بیشتر کنید. اگر بعضی از آشنایانتان را فقط در شرایط خاص میبینید، سعی کنید آنها را در خارج آن موقعیت ببینید. اینکار باعث میشود سایرین تصور کنند که دوستانتان از اینکه وقتشان را با شما بگذرانند لذت میبرند. همچنین اینکار باعث میشود با میل خانه رفتن خود مقابله کنید و وقت بیشتری را با دیگران بگذرانید و به خودتان ثابت کنید که این را بیشتر از خانه رفتن و تنها ماندن دوست دارید. کارهای خوب برای دیگران بکنید برای یکنفر یک لیوان نوشیدنی بخرید. موقع غذاخوردن در رستوران برای حساب کردن صورتحساب تعارف کنید. برای کسی در را باز کنید. وقتی به مهمانی دعوت میشوید با خودنتان یک نوشیدنی یا غذای مخصوص ببرید. البته اینکارها را نباید برای جلب دلسوزی دیگران انجام دهید. اگر هم خیلی زیاد اینکارها را انجام دهید در نظر دیگران حکم وظیفه برایتان پیدا میکند باعث میشود دیگران فکر کنند برای اینکه آنها را وادار کنید دوستتان بدارند اینکارها را میکنید. از دیگران تعریف و تمجید کنید ازاینکه در رفتارهایتان با دیگران مثبت باشید و تشویقشان کنید ابا نداشته باشید. اگر کسی در کار خاصی خوب است، حتماً به او بگویید. اگر کسی به نظرتان زیبا است یا خوشتیپ است، به او بگویید. اگر فکر میکنید کسی بانمک است یا فرد جالبی است، نظرتان را به او بگویید. البته باز هم یادتان باشد که تعادل شرط عقل است. تحسین و تمجید هر از گاهی خیلی بهتر از تعریفهای همیشگی تکراری است. مودب باشید برای طرف مقابلتان هر معنا و مفهومی که داشته باشد اما سعی کنید که با همه مودب رفتار کنید. اگر کسی کار خوبی برایتان میکند، حتماً تشکر کنید. وقتی از کسی درخواستی دارید، آنرا با ادب و احترام مطرح کنید. هیچوقت خودخواهانه رفتار نکنید. وقتی با دیگران بیرون هستید کاری کنید به همه خوش بگذرد بدون اینکه باز تعادل رفتارتان برهم بخورد، وقتی بیرون هستید دقت کنید که همه از اوقات خود لذت ببرند. اگر میبینید کسی از جمع دور افتاده است، سعی کنید موضوع حرف را به چیزی بکشانید که برای او هم جذاب باشد. اگر احساس کردید که کسی در جمع احساس ناراحتی میکند، سعی کنید او را به جمع بکشانید یا اگر با دیگران آشنایی ندارد، او را معرفی کنید. اگر به نظرتان میرسد که کسی حوصلهاش سر رفته یا اذیت شده است، سعی کنید موجبات لذت بردن او را هم فراهم کنید. به حرف دیگران علاقهمند باشید این یکی از سادهترین راهکارها است. گاهی اوقات، به هر دلیلی، حال و حوصله ندارید و نمی توانید به حرفهای دیگران علاقه نشان دهید. اما یادتان باشد که وقتی به حرف کسی علاقه نشان میدهید رفتارتان صمیمانه تر خواهد بود. چیزی که باید بدانید این است که هر کسی یک نکته جالبتوجه دارد اما ممکن است خیلی مشخص نباشد. این شما هستید که باید جذابیتهای شخصیت طرف مقابل را پیدا کنید. از صمیم قلب دیگران را دوست داشته باشید اگر این ویژگی را داشته باشید، انجام بقیه راهکارهای به نظرتان ساده تر خواهد آمد. داشتن رفتار و خلقوخوی صمیمی و دوستانه خیلی عالی است اما نمی توانید همیشه هم اینطور باشید. اگر همیشه چند نکته را در ذهن داشته باشید میتوانید رفتاری صمیمی و دوستانه از خود نشان دهید. دیگران را بیشتر بیرون دعوت کنید، وقتی آشنایی را میبینید حتماً کمی با او گپ بزنید، وارد جمع شوید. اینها همه رفتارهای یک فرد اجتماعی است. بااین کارها خواهید دید که یکباره زندگی اجتماعیتان دچار تحول شده و کمکم ذهنتان از اعمالتان تبعیت خواهد کرد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 0:11 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید. به آنها گفت: من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم. آنها پرسیدند: آیا شوهرتان خانه است؟ زن گفت: نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته. آنها گفتند: پس ما نمی توانیم وارد شویم. عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد. شوهرش به او گفت: برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل. زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: ما با هم داخل خانه نمی شویم. زن با تعجب پرسید: چرا!؟ یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت: نام او ثروت است. و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت: نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم. زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت: چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! ولی همسرش مخالفت کرد و گفت: چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟ عروس خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد: بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود. مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت: کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست. عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید: شما دیگر چرا می آیید؟ پیرمردها با هم گفتند: اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 1:18 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
آمــوخته ام کــه تنــها کســی مرا شــاد میکند که به من میــگوید تو مــرا شــاد کــردی... آمــوخته ام که گاهــی مهــربان بودن بســیار مهــمتر از درســت بــودن اســت... آمــوخته ام کــه مهــم بودن خوبــست ولــی خــوب بودن مــهمتر اســت... آمــوخته ام کــه هرگــز نبــاید به هــدیه ای کــه از طــرف کــودکی داده میشــود نه گــــفت... آمــوخته ام که همــــیشه برای کــسی که به هــیچ عنوان قادر به کــمکش نیستم ، دعــا کنــم... آمــوخته ام کــه زندگــی جدیست ولــی ما نیاز به دوســتی داریم که لحــظه ای با او از جــدی بودن دور باشــیم... آمــوخته ام که تنــها چیزی که یــک شــخص میــخواهد فــقط دســتی اســت برای گرفــتن دســت او و قلبی برای فهمــیدنش... آمــوخته ام که زیر پوســت سخت همــه افراد کســی وجــود دارد که خوشحــال شود و دوســت داشته باشــد... آمــوخته ام که خــدا همــه چیز را در یــک روز نیــافرید، پــس من چــگونه میتوانــم همه چیــز را در یــک روز بدســت آورم... آمــوخته ام که چــشم پوشــی ازحقــایق آنها را تغیــیر نمی دهــد... آموختــه ام که وقــتی با کــسی روبرو میــشوم انتــظار لبخنــــدی از ســوی مــن دارد... آمــوخته ام که لبــخند ارزانتــرین راهــی است که میــتوان با آن نگاه را وســعت بخشــید... آمــوخته ام که بــاد با چــراغ خــاموش کــاری نــدارد... آمــوخته ام کــه به چــیزی کــه دل نــدارد نبــاید دل بــست... آمــوخته ام که خوشــبختی جــستن آن اســت نه پیــدا کــردن آن... آمــوخته ام کــه قــطره دریاســت ، اگــر با دریاســت... و آمــوخته ام کــه عشــق ، مــهربانی ، صــداقت و بلــند نظــری خصلــت انســانهای انــسان اســت... آمــوخته ام کــه وقتــی عاشــقم ، عشــق در ظــاهرم نــیز نمایــان مــی شــود... آمــوخته ام کــه عشــق مــرکب حــرکت اســت نه مقــصد حــرکت... آمــوخته ام کــه هیــچ کــس در نــظر ما کامــل نیــست تا زمانــی کــه عاشــقش شــویــم... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:35 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
در سرزمین من، |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:52 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
در زندگی با آدمهای زیادی برخورد میکنید که کنار آمدن با آنها بسیار دشوار است و از سختترین این آدمها آنهایی هستند که همیشه احساس ریاست میکنند. این دسته از آدمها طبیعتاً سلطهجو هستند و میخواهند همه از آنها تبعیت کنند و حرف خودشان را به کرسی بنشانند. وقتی کسی با حرف آنها مخالفت کند، معمولاً حالت دفاعی میگیرند و گستاخانه رفتار میکنند. این افراد نهتنها تنفر همه را جلب میکنند بلکه مایه آزار اطرافیانشان هم خواهند بود. کنار آمدن با اینگونه افراد خیلی سخت به نظر میرسد. اگر شما هم از این دسته افراد در اطرافتان دارید و دوست دارید بدانید چطور باید با آنها رفتار کنید، حتماً این مقاله را مطالعه کنید! مهربان باشید اولین قدم برای مقابله با افراد ریاستطلب این است که با آنها مهربان باشید. شاید غیرعادی به نظر برسد اما مطمئن باشید که موثر است. این افراد معمولاً انتظار دارند که شما با عصبانیت واکنش دهید و شما باید خلاف توقع آنها رفتار کنید. با محبت با این افراد برخورد کنید و بااینکار باعث خواهید شد که کمی به طرز رفتار خودشان فکر کنند. او را مخاطب قرار دهید حرفهایی که میزند را نادیده نگیرید. درعوض دیدگاهها او را تحسین کنید اما بگویید که بااینحال ترجیح میدهید کارها را با رویکرد خودتان انجام دهید. برای برخورد با رفتار دفاعی او، آرام اما قاطع عمل کنید. ناامیدیهایتان را رها کنید وقتی کسی ریاستطلب باشد و سعی کند که حرفایش را به شما تحمیل کند، از طرز رفتار او ناراحت خواهید شد و احساس ناامیدی خواهید کرد. این مسئله موجب بروز احساسات منفی شده و اعتمادبهنفستان را از دست میدهید. سعی کنید ناامیدیهایتان را رها کنید چون این افکار میتواند منبع استرس شما شوند. قاطع باشید افراد ریاستطلب میخواهند با افکار و عقایدشان شما را تحتتاثیر قرار دهند. برای آنها مشخص کنید که قصد تغییر رفتارتان را ندارید. اعتمادبهنفس شما نقش مهمی در این زمینه دارد. وقتی این افراد ببینند که شما از خودتان مطمئن هستید و به افکارتان پایبندید، بالاخره دست از تحمیل عقایدشان برمیدارند. مودبانه حرفتان را بزنید بهآرامی و مودبانه به فرد ریاستطلب بگویید که وقتی سعی میکند رفتارهای شما را کنترل کند چه احساسی پیدا میکنید. به او بفهمانید که اظهارنظرهای گستاخانه او احساسات شما را جریحهدار میکند. جلب توجه آنها به این موضوع باعث میشود کمی به رفتارها و حرفهایشان بیشتر فکر کنند. به او احترام بگذارید همه دنبال احترام هستند، اینطور نیست؟ پس چرا باید فرد ریاستطلب از این قاعده مستثنی باشد؟ درست است که رفتارشان موج منفی میفرستد و حتی ممکن است رابطه شما را با آنها خراب کند اما دلیلی هم ندارد که با آنها با بیادبی رفتار کنید. به آنها احترام بگذارید. رفتار مثبت شما شاید بتواند به رفتارهای ریاستمآبانه آنها پایان دهد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 17:8 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر احساس می کنید اعتماد به نفس و خود باوری تان بسیار ضعیف است،توصیه می کنیم این مطلب را بخوانید . اعتماد به نفس حسی ذاتی نیست بلکه اکتسابی می باشد ، بعضی از افراد دارای اعتماد به نفس بالایی هستند که حتی در در سخت ترین شرایط نیز اعتماد به نفس دارند اما بر عکس افراد دیگری هستند که به شدت دچار کمبود اعتماد به نفس هستند و با کوچکترین حرفی دچار احساس پوچی می شوند . اما چرا این احساس مهم است و بر آن تاکید می شود ؟ چطور کمبود این حس را می توان جبران کرد؟ چرا اعتماد به نفس مهم است : افرادی که خود را باور ندارند، دائما احساس پوچی و بی مقداری دارند. کمبود اعتماد به نفس مانند یک مانع بزرگ در مسیر پیشرفت شما می باشد و دائما شما را به عقب سوق می دهد . این افراد به کارهایی که انجام می دهند باور ندارند به همین دلیل تمام کارهایشان با شکست مواجه می شوند . به دلیل نا امیدی شدیدی که بر روح و افکار آنها حکم فرماست ، موقعیت های شان را به سادگی از دست می دهند . این افراد همیشه تصویر نامفهوم و گنگی از خود دارند و شناخت کاملی از خود و استعدادهایشان ندارند ،به همین دلیل برای پیدا کردن راه صحیح زندگی شان با مشکل روبرو می شوند . حس اعتماد به نفس به شما اجازه می دهد آزاد و مقتدرانه تصمیم بگیرید و روابط بهتری را در زندگی اجتماعی و شخصی تان ایجاد کنید . چطور حس اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم ؟ شما باید به خود بقبولانید که هر شخص دارای شخصیتی متمایز از دیگران است ،بدین معنا که شما در این دنیا تک هستید . افرادی که دچار کمبود اعتماد به نفس هستند مدام رنگ عوض می کنند .هنگامی که در کنار همسرشان هستند مشخصاتی که او دوست دارد از خود بروز می دهند، در کنار دوستانشان شخصیتی متفاوت از شخصیت همسرشان هستند و به همین ترتیب در سایر روابطشان . شخصیت خود را حفظ کنید ، با تمام سلایق ، علایق و احساسات . خود را همان طور که هستید نشان دهید و رفتار کنید . تمام استعدادها ،توانایی ها و خصوصیات شخصیتیتان را بر روی یک کاغذ بنویسید این کار به شما اعتماد به نفس می دهد. گاهی اوقات کمبود اعتماد به نفس ریشه در دوره ی کودکی و نوجوانی دارد و بخاطر توصیفات نادرست و منفی که از سایرین بخصوص نزدیکان خود شنیده اید . 5 کلید طلایی برای افزایش اعتماد به نفس : *قبول کنید که حس خود باوری تان کم است : باور کنید که حس اعتماد به نفس تان کم است و برای حل این مشکل تلاش کنید . اگر شخصیت شما دارای خصوصیات توصیف شده در پاراگراف قبلی می باشد ، همین الان که در حال خواندن این مقاله هستید ، خود را از غرق شدن نجات دهید . برای آغاز این کار از فعالیت های روزمره شروع کنید برای مثال در گفتگو ها و مکالمات روزمره تان تمرین کنید . شخصیت واقعی تان را ابراز کنید : اگر کسی شما را به راستی دوست داشته باشد به خاطر حسی که در کنار شما بودن پیدا می کند ، هم چنان به رابطه اش با شما ادامه می دهد اما اگر شخصی تنها شما را به این دلیل دوست داشته باشد که تمام صحبت های او را بدون هیچ چون و چرایی انجام میدهید ، در برابر او مانند یک ربات هستید و از خود هیچ گونه اراده ای نشان نمی دهید ، مسلما دوستی او واقعی نیست . ابتدا این تمرین را در محیط خانواده خود انجام دهید ، به هنگام مصاحبت با والدین و خواهر و برادرتان ، هنگامی که از این تمرین سر بلند بیرون آمدید و آمادگی لازم را پیدا کردید این بار در میان اقوام و دوستانتان ، این کار را انجام دهید. * در تمارینی که انجام می دهید خود را باور کنید و مطمئن باشید که مثمر ثمر واقع می شود در غیر این صورت در همان پله که هستید خواهید ماند . در روابطی که دارید ، شخصیت واقعی تان را نمایش دهید و ماسک خود را کنار بگذارید ، تمام این تمارینی که انجام می دهید باعث تقویت اعتماد به نفس شما می شود پس آنها را با جدیت تمام انجام دهید. * در مرحله ی بعدی شما باید استفاده از کلمه نه را یاد بگیرید : شما قبلا و یا در حال حاضر اصلا از این کلمه استفاده نمی کردید . اما باید به مواردی که مورد علاقه شما نیست جواب منفی بدهید ، برای مثال اگر نامزدتان که به او علاقه دارید به شما پیشنهاد می دهد که به دیدن یک فیلم اکشن در سینما بروید در حالی که شما به فیلم های رمانتیک علاقه دارید و اصلا به فیلم های اکشن تمایلی ندارید ، عقیده خود را بیان کنید به جای این که آن را سرکوب کنید . * این جملات مهم را به خاطر بسپارید و مدام آنها را در طول روز تکرار کنید : از صبح که بیدار می شوید تا شب هنگام که برای خواب آماده می شوید این جملات مثبت را تکرار کنید : من می توانم بهترین باشم ، هر شخصی دارای توانایی های مخصوص می باشد ، من توانایی های لازم برای انجام این کار را دارم . شاید این جملات به نظر شما خنده دار و کلیشه ای برسند اما در طولانی مدت اثر فوق العاده ی آن را درک خواهید کرد. اما قبل از اینکه این جملات را تکرار کنید باید احساسات منفی را از خودتان دور کنید و به تغییر اساسی در خود اعتقاد داشته باشید. * به جای اینکه از مشکلات فرار کنید در برابر آنها ایستادگی کنید : به جای اینکه از مشکلات فرار کنید در برابر آنها بایستید و موانع را از مسیر خود بردارید ، با اجرای تمام این تمارین گام به گام از حس کمبود اعتماد به نفس فاصله بگیرید و بر عکس سریعتر به خود باوری دست پیدا خواهید کرد . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 19:7 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
آیا می دانید دیگران در مورد شما چه فکری می کنند؟ آیا می توانید روی تصور دیگران نسبت به خودتان تاثیر مثبت یا منفی بگذارید؟ البته که می توانید! اگر می خواهید تاثیر مثبتی بر روی درک فردی دیگران از خودتان بگذارید 7 دقیقه بعدی را با ما باشید تا به شما آموزش دهیم که چگونه می توانید نظر دیگران را به صورت دلخواه نسبت به خودتان تغییر دهید. یک کاغذ و قلم بردارید و لیست تمام صفاتی را که در خود پیدا می کنید بر روی آن یادداشت نمایید. در این لیست باید هم خصوصیات منفی خود را ذکر کنید و هم ویژگی های مثبت. حتی الامکان سعی کنید تمام خصوصیات اخلاقی خود را در آن بگنجانید و از زوایا مختلف شخصیت خود را تحلیل و بررسی کنید... صاحب کار و تجارت، مدیر، کارمند، والدین، خواهر و برادر، فرزند، دوستان، همکاران ... همه چیز. حالا فهرست مورد نظر را یکبار دیگر از بالا به پایین بخوانید. آیا خصیصه دیگری به ذهنتان می رسد که بخواهید به انتهای لیست خود اضافه کنید؟ به اعماق وجود خود نگاهی بیندازید و 5 مشخصه دیگر را هم اضافه کنید، مشکلی نیست، ما صبر می کنیم؛ حالا روی خصوصیات منفی خط بکشید و فقط مثبت ها را نگه دارید. در این قسمت با استفاده از تمام خصوصیات مثبت یک بیوگرافی کامل در مورد خودتان بنویسید. خجالت را کنار بگذارید! کسی متوجه نمی شود. در اینجا یک مثال را برایتان مطرح می کنیم که انجام این کار برایتان آسانتر شود....من به عنوان یک کارمند فروش فکر می کنم فرد سخت کوش و قابل اعتمادی هستم. سعی می کنم روزانه برای پیشبرد کارها تلاش کنم و تمرکز خود را بر روی اهدافم معطوف می نمایم. فکر می کنم همسر مناسبی هستم، فرزندانم علاقه بسیار زیادی به من دارند و بهترین دوست برای همه هستم. اصولاً اطرافیانم زمانیکه بخواهند کاری را انجام دهند پیش از آن، با من مشورت می کنند چراکه فردی مصمم و فکور هستم و حامی و پشتیبان خوبی قلمداد می شوم. متوجه شدید؟ خوب، شروع کنید! من به شما قول می دهم که هیچ کس متوجه نمی شود. یک صفحه پر از خصوصیات مثبت خود تهیه کنید. من به شما قول می دهم که این کار چیزی حدود 7 دقیقه بیشتر طول نکشد. تمام شد؟ خوب حالا یکبار آنرا با صدای بلند برای خود بخوانید. چطور است؟ آیا این خصوصیات فردی نیست که شما علاقه دارید با او آشنا شوید؟ از این مهم تر این خصوصیات فردی نیست که دوست دارید دیگران در زمان آشنایی با شما تصور کنند؟ این نوشته افکار درونی شماست، همان چیزی است که انتظار دارید دیگران در زمان ملاقات با شما از آن اطلاع پیدا کنند. حالا فرصت دارید تا کاری کنید که دیگران دقیقاً یک چنین برداشتی از شما داشته باشند. برای آنکه این اعتماد به نفس را پیدا کنیم که شخصیت واقعی خود را در برخورد با دیگران به معرض نمایش بگذاریم، ابتدا باید ببینیم که نظر شخصی خودمان در مورد اخلاق و روحیاتمان چیست. توجه داشته باشید که تنها باید خصوصیاتی را روی کاغذ بیاورید که تصور می کنید واقعاً در مورد شما صحت دارند. انجام این عمل به شما کمک می کند که شخصیت واقعی خود را بهتر بشناسید و گام هایی را در جهت ارتقا و اعتلای شخصیتی خود بردارید. با این روش می توانید سعی کنید که هر روز بهترین فردی باشید که می توانید! با بررسی دقیق لیستی که تهیه کرده اید می توانید به نتایج زیادی در مورد خود دست پیدا کنید. به راحتی متوجه خواهید شد که چرا انجام برخی کارها برایتان ساده و برخی دیگر دشوار است، چه چیز شما را تشویق کرده و چه چیز انگیزه را از شما سلب می کند، چرا نسبت به انجام برخی مسائل گرایش بیشتری دارید و چرا از مواجهه با برخی رویدادها خودداری می کنید و نهایتاً درک صحیحی از نقاط ضعف و قوت خود پیدا می کنید. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 19:5 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
یک روز پدر بزرگم برام يه کتاب دست نويس آورد، کتابي که بسيار گرون قيمت بود، و با ارزش، وقتي به من داد، تاکيد کرد که اين کتاب مال توئه مال خود خودته، و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا بايد چنين هديه با ارزشي رو بي هيچ مناسبتي به من بده، من اون کتاب رو گرفتم و يه جايي پنهونش کردم، چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندي ؟ گفتم نه، وقتي ازم پرسيد چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندي زد و رفت، همون روز عصر با يک کپي از روزنامه همون زمان که تنها نشريه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روي ميز، من داشتم نگاهي بهش مينداختم که گفت اين مال من نيست امانته بايد ببرمش، به محض گفتن اين حرف شروع کردم با اشتياق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعي ميکردم از هر صفحه اي حداقل يک مطلب رو بخونم. در آخرين لحظه که پدر بزرگ ميخواست از خونه بره بيرون تقريبا به زور اون روزنامه رو کشيد از دستم بيرون و رفت. فقط چند روز طول کشيد که اومد پيشم و گفت ازدواج مثل اون کتاب و عشق مثل اون روزنامه مي مونه، يک اطمينان برات درست مي کنه که اين زن يا مرد مال تو هستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر ميکني هميشه وقت دارم بهش محبت کنم، هميشه وقت هست که دلش رو به دست بيارم،همیشه وقت هست که اشتباهاتم رو جبران کنم، هميشه مي تونم شام دعوتش کنم اگر الان يادم رفت يک شاخه گل به عنوان هديه بهش بدم، حتما در فرصت بعدي اينکارو مي کنم حتي اگر هرچقدراون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفيس و قيمتي، اما وقتي که اين باور در تونيست که اين آدم مال منه، و هر لحظه فکرميکني که خوب اينکه تعهدي نداره ميتونه به راحتي دل بکنه و بره مثل يه شيء با ارزش ازش نگهداري مي کني و هميشه ولع داري که تا جاييکه ممکنه ازش لذت ببري شايد فردا ديگه مال من نباشه، درست مثل اون روزنامه حتي اگر هم هيچ ارزش قيمتي نداشته باشه... و اینطوره که آدمها یه دفعه چشماشون رو باز میکنن میبینن که اون کسی رو که یه روز عاشقش بودن از دست دادن و دیگه مال اونها نیست...و این تفاوت عشق است با ازدواج |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 15:11 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
موفقترین افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند: طرز فکرشان با دیگران فرق دارد. چون ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر میدهد، در اینجا به 15 مورد از بهترین طرز فکرهای افراد موفق اشاره میکنیم. 1 - فکر کردن یک نظم است. اگر میخواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید. میتوانید برای برنامهریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یکبار یک نصفه روز، هر یک ماه یک روز کامل و هر سال یک تا دو روز کامل. 2 - ببینید انرژیتان را باید کجا متمرکز کنید، و بعد از قانون 20/80 استفاده کنید. 80 درصد از انرژی تان را به 20 درصد از مهمترین فعالیتهای تان اختصاص دهید. یادتان باشد که نمیتوانید در آن واحد همه جا باشید، همه را بشناسید و همه کاری انجام دهید. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنید: ممکن است کارایی شما را به 40% برساند. 3 - افراد موفق خود را در معرض ایده ها و آدمهای مختلف قرار میدهند. آنها سعی میکنند بیشتر وقتشان را با کسانی بگذرانند که آنها را به چالش میکشند. 4 - ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر. ایدهها تاریخ مصرف کوتاهی دارند. باید قبل از اینکه تاریخ انقضای آنها فرا برسد، آنها را عملی کنید. 5 - افکار برای ایجاد شدن نیاز به زمان دارند. اولین چیزی که به ذهنتان میرسد را انجام ندهید. آخرین باری که ساعت 2 صبح یک فکر عالی به سرتان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدید به نظرتان احمقانه میرسید، را به خاطر دارید؟ افکار تازمانی که ماده دارند باید شکل داده شوند و باید مورد بازجویی و سوال قرار گیرند. 6 - افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری میکنند. فکر کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این میماند که به خودتان یک راه میانبر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه موثر هستند. 7 - تفکر عامه پسند را رد کنید ( که معمولاً یعنی اصلاً فکر نکردهاید ). خیلی از آدمها وارد عمل میشوند با امید اینکه به فکر بقیه خوب برسد. برای اینکه از وضعیت خارج شوید باید اول با احساس ناراحتی کردن کنار بیایید. همچنین به خاطر داشته باشید که همین الان آدمهای دیگری هستند که سعی دارند برای خودشان فکر کنند و آنها هستند که موفقاند. 8 - بهترین متفکران از قبل برنامه میریزند، درحالیکه برای افکار ناگهانی نیز جا میگذارند. وقتی با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین میآید. داشتن افکار مبهم از اینکه کجا هستید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، شما را به هیچ کجا نمیرساند. کلید استراتژیک بودن: 1. موضوع را خرد کنید. 2. بپرسید چرا این مشکل باید حل شود. 3. موارد کلیدی را مشخص کنید. 4. منابع تان را مرور کنید. 5. افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید. هنری فورد میگوید، "هیچ چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید." 9 - برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید. راه های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدمهای جدید آشنا شوید، حتی کتابهایی را بخوانید که فکر میکنید خستهکننده هستند. رمز کار این است که با ایدهها و سبکهای زندگی جدید آشنا شوید. 10 - برای تقدیر از ایدههای دیگران، باید به ایدههای دیگر احترام بگذارید. نمیتوانید فکر کنید که همیشه حق با شماست. باید به نظرات دیگر هم فرصت دهید. 11 - برای هر روزتان و زمانهایی که افراد دیگر را ملاقات میکنید، برنامه و موضوع داشته باشید. بیشتر آدمها فقط برای روزشان برنامهریزی میکنند. متفکران برای برنامهریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدتشان وقت میگذارند و بعد آن را دنبال میکنند. همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانیها و قرارهای ملاقات نمیشوند. قبل از اینکه وارد چنین موقعیتهایی شوند، تصمیم میگیرند که از آدمها یاد بگیرند. تفکر انعکاسی در مهارتهای تصمیمگیریتان به شما رویکرد و اعتمادبهنفس میدهد. اگر تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر میکنید شما را عقب میکشد. 12 - بر حرفهای منفی که با خودتان میزنید غلبه کنید. برندهها با عباراتی مثل "من میتوانم" حرف میزنند. افراد باهوش محدودیتها را نمیبینند. آنها امکانات را میبینند. سام ایوینگ قهرمان سابق بیسبال میگوید، "هیچ چیز شرمآورتر از این نیست که ببینید کسی کاری را انجام میدهد که شما میگفتید غیرممکن است." 13 - افراد خلاق خود را وقف ایدهها میکنند. آنها ابهامات را در آغوش می گیرند و از شکست نمیترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و برخاست میکنند. 14 - افراد خوشبین نمیتوانند متفکرانی واقع بین باشند. داشتن رویکرد واقع بینی به شما این امکان را میدهد آنقدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید. روبهرو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک میکند کارآمدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر میدهد. برای اینکه متفکری واقعبینتر باشید، باید: 1. از واقعیت تقدیر کنید. 2. کارتان را انجام دهید و واقعیات را به دست آورید. 3. نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید. 4. بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید. 5. تفکرتان را با منابع تان هم تراز کنید. 15 - خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که میتوانید طرز فکرتان را عوض کنید. اینکه یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث میشود تفکری پربازده داشته باشید. اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوریکه به عادت همیشگی تان تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد. افراد باهوش تصمیمات خوب میگیرند |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:3 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود
در حالی که ناچیزند ، همه چیزند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:27 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
A – Accept : پذیرا باشید:دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید. B- Break away : خودتان را جدا سازید:خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید. C- Creat : خلق کنید :خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید. D – Decide : تصمیم بگیرید:تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد. E- Explore : کاوشگر باشید :جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید. F- Forgive : ببخشید :ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند. G- Grow : رشد کنید:عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند. H – Hope : امیدوار باشید:به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید. I- Ignore : نادیده بگیرید:امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند. J – Journey : سفر کنید:به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید. K – Know : بدانید:بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید. L – Love : دوست بدارید :اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد. M – Manage : مدیر باشید:بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید. N- Notice : توجه کنید:هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید. O-Open : باز کنید:چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد. P –Play : بازی و تفریح کنید:فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد. Q – Question : سوال کنید:چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید. R – Relax : آرامش داشته باشید:اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد. S – Share : سهیم شوید:استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد. T – Try : تلاش کنید:حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید. U – Use : استفاده کنید :از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد. V – Value : احترام بگذارید:برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید. X – X-Ray : اشعه ایکس:با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید. Y – Yield : اجازه دهید:اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت . Z – Zoom : تمرکز کنید:زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:28 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
آیا تا به حال با کسی برخورد داشته اید که احساس می کند همه چیز را می داند و هرچیزی که می گوید درست است؟ مطمئنم که یکجا در زندگیمان همه ما با چنین کسی برخورد کرده ایم. سوال این است که وقتی با چنین شخصی مواجه شدید چه می کنید؟ در اکثر موارد، احتمالاً سعی می کنید که از آنها اجتناب کنید و تا حد ممکن از او دور شوید. اما کارهای مختلفی برای فهماندن نظرتان به این افراد می توانید انجام دهید، البته بدون اینکه با او وارد یک رقابت دردسرساز شوید. اول از همه اینکه باید بفهمید که این فرد چطور فکر می کند. اگر فکر کند که همه چیز را می داند احتمالاً سعی می کند آنرا با برخی واقعیات یا اطلاعاتی که دارد ثابت کند. اکثر افرادی که احساس می کنند همه چیز را می دانند معمولاً در خانواده هایی بزرگ شده اند که از کودکی مسئولیت بسیار سنگینی بر دوششان بوده است. وقتی می خواهید نظرتان را به چنین افرادی بفهمانید بهترین راه این است که درست به همان روشی که او حرفش را به شما ثابت می کند، شما هم حرفتان را به او ثابت کنید. بعنوان مثال، اگر سعی دارید که به کسی نشان دهید که بیشتر از یک روش برای پیدا کردن راه حل برای یک مشکل خاص وجود دارد می توانید به آنها بگویید که یک راه بهتر برای اینکار وجود دارد. باید به او نشان دهید که چطور می توانید با استفاده از یک روش متفاوت به همان راه حل برسید. اصولاً باید بتوانید گفته های خودتان را با واقعیت پشتیبانی کنید. چند ایده و توصیه برای برخورد با آنها که فکر می کنند همه چیز را می دانند بهتر است در ابتدای گفتگویتان، سعی نکنید به آنها بگویید که حرفشان غلط است. اینکار باعث می شود که فوراً حالت دفاعی بگیرند و دیگر به حرفهایتان گوش ندهند. اینجاست که داد و بیدادها شروع می شود. اگر نمی توانید در همان لحظه نشان دهید که نظرتان چیست، بحث نکنید، زمانی دیگر را برای اثبات نظرتان در نظر بگیرید. آنهایی که احساس می کنند همه چیز را می دانند افرادی بسیار خودخواه هستند. یادتان باشد که با آنها وارد جار و جنجال شدن فقط باعث خوشحالی آنها می شود نه شما. معمولاً آخر کار بسیار خسته می شوید. رمز کار این است که مواجهه با چنین افراد یک راه درست دارد و یک راه غلط. دوری کردن از آنها کمک نمی کند که بفهمند همه چیز را نمی دانند. درعوض می توانید این را به آنها ثابت کنید. انواع کمی از آدمهای دیگر هستند که به این اندازه دیگران را عصبانی می کنند. این افراد باعث می شوند فکر کنیم افرادی نالایق هستیم و هیچ قدرتی نداریم به همین خاطر خیلی بد واکنش می دهیم و تایید می کنیم که روی ما سلطه دارند. اما اگر آرامش خودتان را حفظ کنید و کمی بیشتر فکر کنید می توانید یاد بگیرید که چطور با ایندسته افراد برخورد کنید. چرا اینکار را می کنند؟ اگر سعی کنید از دیدگاه خود آنها مسئله را ببینید خیلی راحت تر می توانید با این افراد برخورد کنید. این افراد معمولاً فاقد اعتماد به نفس هستند به همین خاطر سعی می کنند باید آنچه را که می دانند را نشان بقیه دهند و کاری کنند که بقیه احساس کنند زیردست آنها هستند. شاید هیچوقت نتوانید دلیل این رفتار خودخواهانه آنها را بفهمید اما با درک اینکه مسئله ای باعث شده است که این فرد چنین شخصیتی داشته باشد، می توانید درک خودتان را بالاتر برده و راحت تر با رفتار او کنار بیایید. ارزش خودتان را گوشزد کنید اصلاً اینطور نیست که شما پایین تر از این فرد باشید یا کمتر از او بدانید. این آنها هستند که می خواهند چنین حسی را به شما منتقل کنند. اگر به آنها اجازه بدهید احساستان نسبت به خودتان را تغییر می دهند. پس به جای اینکه همه حرفهایی که می زنند را تایید کنید، به همه کارهای مثبتی که قادرید انجام دهید فکر کنید. ارزش شما بسیار بالاست و هیچکس حق خدشه وارد کردن به آن را ندارد. به حرفهای او گوش دهید گاهی اوقات چنین رفتاری به این علت از فرد سر می زند که او فکر می کند کسی نیست که به حرفهایش گوش دهد. شما می توانید با گوش دادن به حرفهایشان بدون اینکه نظراتتان را مطرح کنید، ترسهای آنها را از بین ببرید. با این روش، دیگر شما را تهدیدی برای خود قلمداد نمی کنند. به آنها نشان دهید که بعضی از نظراتشان را قبول دارید و خواهید دید که احساس می کنند که به آنها ارزش و اعتبار داده اید. وقتی باعث شدید که احساس اعتماد به نفس و راحتی بیشتری کنار شما بکنند، می توانید برای تغییر بعضی از نگرش های آنها وارد عمل شوید. اما باید اینکار را خیلی زیرکانه انجام دهید. اگر مستقیماً آنها را به چالش بکشید یا خشن برخورد کنید، باعث می شود که همان رفتار دفاعی قبلیشان را پیشه کنند. درعوض باید نگرششان را به خودشان انعکاس دهید. بااین روش به آنها نشان داده اید که به حرفهایشان گوش کرده اید و از ایده هایشان تقدیر می کنید و احساس خوشحالی خواهند کرد. از اینجا به بعد می توانید به آرامی بعضی از ایده هایشان که غیرقابل قبول به نظر می رسد را انتخاب کرده و اطلاعات لازم برای تکذیب آنها را مطرح کنید. به جای اینکه ایده هایشان را رد یا مسخره کنید، خیلی ساده شواهد متنقض آنرا به آنها نشان دهید. بعد از آنها نظرشان را جویا شوید. اما در اکثر موارد این افراد از تغییر دیدگاهشان خودداری می کنند. در چنین صورتی، با بررسی دیدگاه آنها در سایه اعتقادات خودتان، باید سعی کنید با بی اعتنایی از آنها بگذرید. مطمئناً این افراد با باور یک چیز اشتباه صدمه ای به شما نمی زنند پس لازم نیست که نگران چیزی باشید. اگر این مشکل خیلی آزارتان داد می توانید دیگر آن فرد را نبینید. پس بااینکه برخورد و مواجهه با کسانی که فکر می کنند همه چیز را می دانند زمان و انرژی زیادی از شما می برد اما می توانید تاثیری که بر شما دارند را محدود کنید. اعتقادات و باورهای خودتان را بررسی کنی تا از قدرت آنها مطمئن شوید. بااینکار اعتماد به نفستان در برخورد با این افراد بالا خواهد بود. اکر فردی حساس و شکننده هستید، شاید بتوانید کاری کنید که باورشان را عوض کنند اما اگر نتوانستید می توانید از آنها دوری کنید فقط کافی است که همیشه از آنچه هستید شاد و راضی باشید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:6 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
همه چیز به طرز تفکر شما بستگی دارد ما در مسیر زندگی هر روز با چالشهای زیادی روبهرو میشویم و روش برخورد ما با این چالشهاست که باعث میشود کسی باشیم که امروز هستیم اینکه موفق باشیم یا نه. در این مقاله 12 قدم برای رسیدن به موفقیت در همه ابعاد زندگی را به شما معرفی میکنیم و در کنار آن سوالاتی از شما میپرسیم که امیدواریم صادقانه به آن پاسخ دهید زیرا با صداقت است که میتوانید راهتان را به سوی موفقیت واقعی پیدا کنید. همه ما با ارزشهای متفاوتی بزرگ شدهایم و بخاطر این ارزشها که بر انتخابهایی که هر روز داریم اثر میگذارد، عادات متفاوتی پیدا کردهایم. تاثیرات دوران کودکی و نوجوانی ما بخش عظیمی از زندگی امروز ما را تعیین میکند. سطح درآمد امروز شما مستقیماً با پنج فردی که از همه به شما نزدیکتر هستند و تاثیری مستقیم بر شما دارند مرتبط است، همینطور میزان اعتمادبهنفس شما. در زیر 12 نکتهای را بیان میکنیم که باور داریم موفقیت را در همه عرصههای زندگی شما ایجاد میکند، البته به شرطی که به اندازه کافی صادق و فعال باشید و تغییراتی که بعد از خواندن این مقاله به آن میرسید را در خود ایجاد کنید. بد نیست که چند ورق کاغذ و خودکار کنار دست خود داشته باشید تا پاسخهایتان را روی آن بنویسید. 1 - چرا میخواهید موفق باشید؟ در این قسمت باید کاملاً دقیق باشید. منظورمان پاسخهای عمومی و کلی مثل بیرون آمدن از بدهیها، داشتن زمان بیشتر با خانواده، به دست آوردن پول بیشتر، بالا بردن کیفیت زندگی خود نیست. باید برای این سوال پاسخی دقیق داشته باشید زیرا همین است که شما را ساعت 5 صبح از رختخواب بلند کرده و باعث می شود شبها تا دیرقت بیدار بمانید، همین است که به شما هیجان میدهد و باعث میشود تلاش و تمرکز بیشتری داشته باشید. 2 - لیستی 5 نفره از مهمترین افراد زندگیتان تهیه کنید. آنهایی که تاثیری مستقیم بر طرز فکر شما دارند (بچهها به حساب نمیآیند). آیا این افراد زندگی دارند که دوست دارید داشته باشید؟ آیا دوست دارید درآمد سالانهای همانند آنها داشته باشید؟ آیا ارزشهای یکسانی با آنها دارید؟ آنها سهمی در زندگی شما دارند یا از زندگیتان دور هستند؟ 3 - اهدافتان برای هفته آینده، 30 روز آینده، 60 روز آینده، 90 روز آینده، یک سال آینده و 5 سال آینده را یادداشت کنید. اهدافتان باید همه عرصههای زندگیتان را شامل شود، مثل درآمد، روابط، کار/حرفه/پیشه، سبک زندگی، سرگرمیها، استراحت، مسافرت، و از این قبیل. نباید چیزی را نادیده بگیرید، این خیلی مهم است، تا جایی که میتوانید دقیق و جزئینگر باشید. وضعیت و موقعیت کنونیتان را فراموش کنید، اینکه در چه کاری هستید یا میزان درآمدتان چقدر است. فکر کنید همه پولی که لازم دارید را در اختیار دارید، حالا زندگی که دوست دارید را طرح کنید. چقدر به چنین زندگی نزدیک هستید؟ برای امکان پذیر کردن چنین زندگی به چه چیزی نیاز دارید؟ 4 - هر روز 30-15 دقیقه را برای تجسم اهدافتان کنار بگذارید. یکی از بهترین عادات بیشتر زنان و مردان موفق جهان تجسمفکری است. باید هر روز زمانی را به خالی کردن ذهنتان از مشغلههای فکری و متمرکز شدن روی چیزهایی که در زندگی می خواهید اختصاص دهید. خودتان را طوری تجسم کنید که انگار به آنچه میخواهید رسیدهاید. بخاطر زندگی که دارید و افرادیکه در آن هستند، خدا را شکر کنید. چه احساسی دارید؟ 5 - در مقیاس 1 تا 10، خودتان را از نظر سلامت ارزیابی کنید (1 ضعیفترین وضعیت سلامت و 10 سلامت ایدآل). یکی از راهها برای داشتن سلامت ایدآل، انرژی خوب، ذهن متمرکز و طولعمر این است که از موادغذایی طبیعی در رژیمغذایی خود استفاده کنید. غذاهای فراوردهای، پرقند و چرب و استفاده نبردن از همه انواع موادغذایی موجب زوال سلامتی شما خواهد شد. بدن ما از 70% آب تشکیل شده است. آیا در روز حداقل 8 لیوان آب مینوشید تا آنچه استفاده کرده و از دست میدهید را جایگزین کنید؟ کدام عاداتتان باعث تقویت سلامتیتان و کدام عاداتتان موجب تخریب آن میشود؟ 6 - در مقیاس 1 تا 10، وضعیت تناسباندامتان را ارزیابی کنید (1 ضعیفترین وضعیت تناسباندام و 10 تناسباندام ایدآل). اینکه چهار مرتبه در هفته به مدت 30 دقیقه یک نوع ورزش و فعالیت فیزیکی انجام دهید موجب سالم و متناسب نگه داشتن بدن شما خواهد شد (بعد از اینکه اضافه وزنتان را از بین برده یا کمبود وزنتان را جبران کردید). ورزش منظم برای گردش خون، انتقال اکسیژن در خون، حفظ بافت عضلانی، سالم ماندن اندامهای بدن و عملکرد مغزی و طولعمر ضروری است. اضافه وزن یا کمبود وزن دارید؟ اندام ایدآل شما چه فرم و شکلی دارد؟ چقدر به چنین اندامی نزدیک هستید؟ برای اینکه بدنتان را به آن اندام ایدآل نزدیک کنید چه کاری میتوانید امروز انجام دهید؟ 7 - لیستی از 10 چیزی که در خودتان دوست دارید تهیه کنید. حالا لیستی از 10 ویژگی از خودتان که تصور میکنید موجب عقب نگه داشتن شما در زندگی میشود مثل تنبلی، غرور بیجا، نداشتن حس مسئولیتپذیری، نداشتن تمرکز، مدیریت زمانی ضعیف، تهیه کنید. این ویژگی چطور به شما برای رسیدن به یک زندگی بهتر کمک میکنند؟ چطور موجب عقب نگه داشتن شما میشوند؟ برای تبدیل این خصوصیات منفی به مثبت چه میتوانید بکنید؟ برای تبدیل ویژگیهای منفی خود به مثبت به خودتان قول دهید. دقت کنید که بخاطر داشتن چنین خصوصیاتی خودتان را سرزنش نکنید اما نقش آنها را در زندگیتان ارزیابی کرده و برای تغییر آنها تلاش کنید. 8 - هر روز از نظر ذهنی روی خودتان کار کنید. بزرگترین دشمن شما، ذهنتان است. معمولاً به هر چه که فکر کنید، اتفاق میافتد، ازاینرو عاقلانه است که ذهنتان را با افکار مثبت و اعتمادبهنفس پر کنید. هرچه فراوانی و رزق بیشتری در زندگیتان داشته باشید، باز هم مقدار بیشتری از آن را به سمت خود جذب میکنید اما اگر ذهنتان مملو از نداشتهها و کمبودها باشد میتوانید حدس بزنید که چه چیزی انتظارتان را خواهد کشید. ثابت شده است که قانون جذب یکی از مهمترین کلیدهای دستیابی به ثروت در همه عرصههای زندگی میباشد. پس در آن استاد شوید! اعتمادبهنفس زمانی میآید که برای خودتان و دیگران ارزشمند شوید. این ارزش با تبدیل شدن به بهترین حالتی که میتوانید باشید به دست میآید. دانش ابزاری است که قدرت لازم برای تبدیل شدن به آنچه میخواهید در زندگی را به شما میدهد. میدانید در ذهنتان چه گفتگویی در جریان است؟ هر روز چه پیامهایی به خودتان میرسانید؟ منفی هستند یا مثبت؟ 9 - یک دفترچه روزانه داشته باشید. وقتی نتوانید برنامه داشته باشید، برنامهتان شکست خواهد بود. همه ما 24 ساعت در شبانهروز داریم. تفاوت افراد موفق و غیرموفق این است که افراد موفق میدانند چطور از زمانشان به بهترین شکل استفاده کنند. سعی کنید اول روی فعالیتهای درآمدزا تمرکز کنید و بقیه تعهداتتان را حول آن قرار دهید. شناسایی فعالیتهایی که در آن خوب هستید و خوب نیستید هم میتواند مفید باشد. همه چیز را در دفترچه روزانهتان یادداشت کنید مثل ساعت خواب، صبحانه، ورزش، زمان مخصوص خانواده، قرارهای ملاقات، زمان کار، زمان درس، زمان تماشای تلویزیون، و از این قبیل. با بررسی و دنبال کردن همه کارهایی که انجام میدهید میتوانید بفهمید که کجاها وقت تلف میکنید. بعد میتوانید دوباره روی برنامهتان کار کنید. آیا زمانهایی هست که بتوانید کار مفیدتری در آن انجام دهید؟ آیا انجام کاری در ساعت دیگری از روز میتواند کمک کند؟ آیا زودتر بیدار شدن از خواب یا دیرتر خوابیدن در شب مفید است؟ بهترین زمان کارایی شما چه زمان است؟ 10 - به مدت یک هفته هر چیزی که برای آن پول خرج میکنید را بررسی کنید، چه به صورت نقدی، چکی، اعتباری، سودی ... وقت آن رسیده که بفهمید واقعاً پولتان کجا میرود. همه صورتحسابها و فیشهایتان را نگه دارید. عادات خرج کردنتان را یادداشت کنید. بیشتر پولتان را کجا خرج میکنید؟ چقدر در ماه بابت بدهیها یا قسطها پرداخت میکنید؟ آیا بیشتر از آن مقداری که باید را برای چیزی خرج میکنید یا برای چیز دیگری به اندازه کافی پول اختصاص نمیدهید؟ 11 - برای خودتان الگو در نظر بگیرید. نام 5 نفری که برای موفقیتشان همیشه آنها را تحسین میکنید را یادداشت کنید، حال موفقیتشان در هر زمینهای که باشد. لازم نیست این افراد یا گروهها را از نزدیک بشناسید یا حتی زنده باشند. با خودتان متعهد شوید که با این افراد قرار بگذارید (اگر آنها را از نزدیک میشناسید) تا بتوانید درمورد رازهای موفقیتشان از آنها سوال کنید. برای آنهایی که از نزدیک با آنها آشنایی ندارید میتوانید در اینترنت یا کتابها تحقیق کنید. میتوانید از این افراد برای حساب کردن بیشتر روی خودتان استفاده کنید، از اشتباهات آنها درس بگیرید، از آنها توصیه و پیشنهاد بخواهید و خودتان را با آنهایی که در راهی مشابه شما هستند مطابق کنید. هیچ وقت دست از یاد گرفتن برندارید. ما در جهانی زندگی می کنیم که مدام در حال تغییر است. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که کسی ممکن است مرتکب شود این است که فکر کند میتواند به تنهایی موفق شود. 12 - هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت دست نکشید! پشتکار رمز کار است. ممکن است روزهایی به هر دلیل دوست داشته باشید که از تلاش دست بکشید. اسیر آن نشوید! اگر با خودتان صادق باشید و همه مراحلی که در بالا ذکر شد را تمرین کنید، مطمئن باشید که موفق خواهید شد! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:2 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
مردی هنگام مرگ خود در خواست کرد تمام اهل خانواده اش در بالینش جمع شوند تا از آنها حلالیت بطلبد. در آخر گفت شتر مرا هم بیاورید تا او هم مرا حلال کند، چون شتر را به حضور او آوردند دست محبتی بر سر و صورت او کشید و گفت: ای حیوان! مدتها بود که به من سواری می دادی و از برای من زحمت می کشیدی چنانچه در این مدت صدمه ای به تو رسیده یا در آب و علفت کوتاهی نموده ام مرا حلال کن. شتر گفت: هر بدی از ناحیه تو به من رسیده می گذرم؛ مگر یکی از آنها را که هرگز نمی بخشم و آن اینکه گاهی تو افسار مرا به پالان الاغ می بستی و سوار او می شدی و مرا به دنبال الاغ می بردی و مردم با دیده حقارت به من نگاه می کردند که الاغی جلو دار من شده، بر من این کار تو سخت می گذشت و در قیامت جلوی تو را می گیرم که چرا توهین به حیثیت من نمودی و الاغی را بر من مقدم داشتی، مگر نمی دانستی مقدم داشتن کوچک و نادان بر بزرگ و دانا خلاف عدالت و گناهی نابخشودنی است! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:9 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
محمد حسن فخرزاده، صا حب امتياز و مدیرمسئول هفته نامه لاله سرخ و پیشکسوت مطبوعاتي و پايه گذار خانه مطبوعات اراک و مسن ترين خبرنگار استان مرکزي ديشب در بيمارستاني در تهران در گذشت. مراسم تشيع پيكر آن مرحوم صبح روز شنبه برگزار مي گردد شایان ذکراست هفته نامه لاله سرخ به همت محمد حسن فخرزداه پدر شهید ناصر فخرزاده در سال 1366 به عنوان اولين نشريه محلي استان مرکزي بعد از انقلاب اسلامي فعاليت خود را آغاز کرده است مديريت و كاركنان هفته نامه مجنون اين مصيبت را به خانواده آن مرحوم و همه اهالي رسانه اي استان تسليت مي گويند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:53 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
تا حال خیلی درمورد باورها و اعتقادات و اینکه چطور میتوانید برای داشتن زندگی بهتر آنها را تغییر دهید حرف زدهاند. باورها و اعتقادات خاصی هستند که افراد زیادی را اسیر خود کردهاند و امروز میخواهیم آن باورها را بررسی کنیم. اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و رسانهها نشات میگیرد. وقتی سنمان کم است فکر میکنیم بزرگترهایمان بیشتر از ما میدانند به همین خاطر به هرچه که میگویند اعتماد میکنیم. اما هرچه سنمان بالاتر میرود، دیگر خودمان اعتقادات و باورهایمان نسبت به دنیا را شکل میدهیم. اما کمی از تهنشین اعتقادات دوران کودکی در ما میماند. گاهیاوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته باشیم درونمان لانه میسازند. در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره میکنیم. آیا این اعتقادات را در خودتان میبینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید. 1. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی! این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که میخواهیم وارد بزرگسالی شویم، شکل میگیرد. تشویقمان میکنند که به هر قیمتی که شده موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش میآید، دوباره تلاش میکنم، اینقدر آن را امتحان میکنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکستخورده هستید، یعنی همه آدمهای دنیا شکستخورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید. 2. تا وقتی خراب نشده، چرا باید عوضش کنیم؟ منظورم عوض کردن به منظور عوض کردن نیست. درمورد ارتقاء وسایل، فرایندها و ... صحبت میکنم. برای حرکت کردن با سرعت زندگی ما نیاز به تغییر داریم و خیلی وقتها با کسانی برخورد میکنید که مخالف تغییر هستند. تا میتوانید از چنین افرادی دوری کنید. اگر میبینید چیزی را میتوانید ارتقاء دهید، معطل نکنید. . 3. به اندازه کافی برای اینکار استعداد نداری! هیچکس در دنیا تا زمانیکه کاری را شروع نکرده، مهارت کافی برای آن را ندارد. اگر میخواهید کاری را انجام دهید فقط کافی است که شروع کنید. از اینکه ممکن است در برای تحصیل در رشته حسابداری نتوانید وارد دانشگاه شوید استرس به خودتان راه ندهید، فقط کافی است شروع کرده و تلاش کنید تا به آن دست پیدا کنید. اینترنت خیلی بیشتر از آنچه که در دانشگاه یا مدرسه به شما یاد میدهند اطلاعات دارد پس فقط کافی است که دنبالش باشید. 4. برای امتحان کردن یک کار تازه دیگر پیر شدهای! متوسط امید به زندگی در کشورهای پیشرفته، برای مردها 75 و برای زنان 79 سال است. مطمئن باشید این عدد تغییر خواهد کرد و خیلی زود این سن به 100 سال خواهد رسید. این یعنی ما هیچوقت برای شروع کردن یک کار جدید پیر نیستیم. امتحان کردن یک کار تازه بهترین راه برای فعال نگه داشتن مغز و بالا بردن انگیزه برای زندگی است. مردم ما انتطار دارند تا 75 سالگی عمر کنند، و فکر میکنید چه اتفاقی میافتد؟ تا همین سن بیشتر عمر نمیکنیم! اگر انتظار داشته باشیم که تا 100 سالگی زنده بمانیم، مطمئناً تغییرات بیشتری در زندگیمان ایجاد میکنیم و کمتر خودمان را منحصر به زمان میکنیم. امتحان کنید. 5. دیگران شما را کنترل میکنند. این شما هستید که خود را کنترل میکنید نه هیچ چیز دیگری. هیچکس در این دنیا شما را کنترل نمیکند، این شما هستید که نیروی درونتان را کنترل میکنید. شما برای زندگی به هیچکس و هیچچیز جز خدا نیاز ندارید، پس زندگیتان را کنید و سرنوشتتان خود رقم بزنید. 6. شما به حساب نمیآیید. این واقعیت که زندهاید نشان میدهد که فرد خاصی هستید. اگر میخواهید فردی خاص و خارقالعاده باشید، باید تلاش کنید. تکتک ما استعداد خاصی داریم که از آن بیخبریم و هنوز کشفش نکردهایم. برای اینکه ببینید واقعاً به چه چیز علاقهمندید، همه چیز را امتحان کنید. من واقعاً به تغییر اعتقاد دارم. مجبور نیستید همه عمرتان یک کار را انجام دهید. سبک زندگیتان را بارها و بارها تغییر دهید تا راهی را پیدا کنید که دوست دارید. 7. دنیا به دور تو نمیچرخد! کل دنیا فقط درمورد شماست. هر فرد در این سیاره دنیای جداگانهای دارد که در دستان خودش است. طوریکه شما دنیا را میبینید با طوریکه من میبینم متفاوت است و نگرش من هم با یک نفر دیگر متفاوت است. پس دنیا مربوط به شماست. حالا بگویید برای تغییر دنیا چه میخواهید بکنید؟ 8. هیچکس تو را باور ندارد. من تور را باور دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچکس ارزشی ندارد. سعی کنید خودتان را باور کنید و نیازی نداشته باشید که کسی دیگر باورتان کند. به محض اینکه خودتان، خودتان را باور کردید، بقیه هم باورتان خواهند کرد اما شما به باور آنها نیازی نخواهید داشت. 9. هیچوقت نمیتوانی آنقدر پول دربیاوری! من این حرف را بارها شنیدهام. شما دقیقاً به همان اندازه که از خودتان انتظار دارید پول درخواهید آورد. اگر من به خودم بگویم که هیچ راهی نیست بتوانم این مقدار پول را دربیاورم، مغزم هم به دنبال راهی برای به دست آوردن آن مقدار پول نخواهد گشت. اما اگر اینقدر قاطع باشم که این مقدار پول را به دست بیاورم، مغزم راهی برای به دست آوردن آن پیدا خواهد کرد. 10. در این مورد هیچ کاری از دستت برنمیآید! مزخرف است! شما میتوانید هر جنبه از زندگیتان را که بخواهید تغییر دهید. بعضیها هیچوقت این باور را کنار نمیگذارند و واقعاً خجالتآور است. زندگی واقعاً سخت است و دل شیر میخواهد برای تغییر آن پیشقدم شوید اما بدانید که از عهده آن برمیآیید. باید بدانید که چه میخواهید و برای رسیدن به آن چه قدمهایی باید بردارید. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:0 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
برای ایجاد یک تغییر ماندگار در زندگی، باید هم به جنبه های بیرونی و هم درونی کاری که برای ایجاد یک تجربه رضایت بخش تر در زندگی لازم است، توجه داشت. برای اینکه از زندگی نهایت استفاده را ببریم، رویکردمان نسبت به ارزیابی که از وضعیت فعلیمان داریم باید رویکردی جامع باشد و در قسمت هایی که رضایت چندانی از سطح تعهدمان نداریم، تغییرات مناسب ایجاد کنیم. برای ارزیابی خود باید چهار جنبه را در یک برنامه جامع برای رشد و پیشرفت و سلامت خود در آینده مد نظر قرار دهیم: این جنبه ها عبارتند از: تجربیات درونی شخصی خودمان رفتارها و ظاهر بدنمان ارتباطات فرهنگی مان جامعه و محیط اطرافمان در زیر به سوالاتی اشاره می کنیم که برای ارزیابی تجربیات درونی شخصی می توانید از خودتان بپرسید: از نظر احساسی من در چه وضعیتی هستم؟ آیا احساس آرامش می کنم یا اینکه عصبی هستید؟ آیا لازم است از تکنیک ها کاهش استرس استفاده کنم تا استرس زندگیم کمتر شود؟ روحیاتم اخیراً در چه وضعیتی بوده؟ چطور می توانم زندگیم را لذت بخش تر بکنم؟ از نظر ذهنی و فکری در چه وضعیتی هستم؟ آیا نسبت به کارهایی که اخیراً انجام می دادم، انگیزه ذهنی دارم؟ آیا فراموشکار شده ام و افکارم پریشانند؟ چطور می توانم تمرکز ذهنیم را در زندگی بالاتر ببرم؟ از نظر معنوی در چه وضعیتی هستم؟ آیا ارتباط معنوی معناداری دارم؟ آیا باید فعالیت های معنوی زندگیم را بیشتر کنم؟ در ارزیابی وضعیت ظاهری بدن و رفتارهایتان باید بر چیزهایی که ژنتیکی به شما ارث رسیده، وضعیت بدنتان و همچنین سلامتی عمومیتان توجه کنید. اگر توارث ژنتیکیتان طوری است که شما را در معرض برخی بیماری های خاص قرار می دهد باید بیشتر از حد معمول مراقب خودتان باشید. باید به اندازه کافی استراحت و ورزش داشته باشید، رژیم غذایی متوازنی را دنبال کنید و به مقدار لازم از مایعات استفاده کنید تا در وضع سلامتی خوبی بمانید. نگه داشتن وزنتان در حد نرمال نه تنها باعث می شود که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید بلکه بسیاری از خطرات سلامتی را هم از شما دور می کند. چکاپ ها پزشکی مداوم هم برای جوانان و هم برای افراد سالخورده توصیه می شود. از خودتان بپرسید چطور می توانید با ایجاد برخی تغییرات در الگوهای رفتاریتان، سلامت بدنتان را ارتقاء دهید. ارتباطات ما با دیگران حس تعلق و حمایت در سختی ها زندگی به ما می دهد. برای این منظور باید ارتباطاتمان را با خانواده، عزیزان، دوستان، آشنایان، همکاران و دیگران بسنجیم. خیلی از افراد انرژیمان را می گیرند اما خیلی ها هم به ما انرژی می دهند. باید یاد بگیریم دقتمان را بیشتر با آنهایی بگذرانیم که به ما انرژی می دهند و تا می توانیم زمان کمتری را در کنار کسانی باشیم که انرژیمان را هدر می دهند. از خودتان بپرسید برای ارتقای روابطتان با آنهایی که فکر می کنید نادیده شان گرفته اید در چند روز آینده چه باید بکنید؟ چطور می توانید ارتباطاتتان را زنده تر و رضایت بخش تر بکنید؟ و در آخر محیط اطرافمان که آن هم عامل بسیار مهمی در ایجاد یک زندگی جامع و کامل برای ماست. از خودتان بپرسید که با محیط اطرافتان چطور برخورد می کنید؟ آیا برای حفظ امنیت و سلامت آن هر چه در توانتان باشد انجام می دهید؟ آیا در خانه، جامعه، در شهر یا کشورمان، و به طور کل در همه جای دنیا برای محیط اطرافمان ارزش قائل هستیم؟ آیا از تکنولوژی به نحو احسن استفاده می کنیم؟ برای زیباتر کردن دنیای اطرافمان چه می توانیم بکنیم؟ اعتقادات ما قدرت زیادی در تعیین احساس و عمل ما دارد. دستگاه اعتقادی ما هرچه امیدوارتر، مثبت تر و خوشبین تر باشد، احساس انرژی و لذت بیشتری در زندگی خواهیم داشت و فرصت های بیشتری برای ایجاد زندگی که دوست داریم در اختیارمان خواهد بود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 8:58 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
مایکل راننده اتوبوس شهری ، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد ومثل همیشه شروع به کار کرد . در چندایستگاه حالت معمولی بود چند نفر را سوار کرد و چند نفرهم پیاده . در ایستگاه بعدی یک مرد با هیکلی بزرگ و صورتی خشن و رفتاری عجیب سوار شد . در حالی که به مایکل زل زده بود گفت : ((تام هیکل پولی نمیده )) و رفت و نشست . مایکل که آدمی ریز جثه و اساسأ آرامی بود چیزی نگفت . روز بعد دوباره همین قضیه تکرار شد و مرد هیکلی با گفتن این جمله رفت و نشست . این اتفاق برای مایکل به کابوسی تبدیل شده بود و دیگر نمی توانست آن را تحمل کند و باید با او برخورد میکرد. اما چطوری از پس هیکل او بر می آمد؟ بنابراین در چند کلاس بدنسازی و کاراته ثبت نام کرد. در پایان تابستان مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس کافی هم داشت . روز بعد مرد هیکلی سوار شد و گفت : (( تام هیکل پولی نمیده ))مایکل ایستاد و زل زد و فریاد زد: برای چی ؟ مرد هیکل با چهره ای متعجب و ترسان گفت : (( تام هیکل کارت استفاده رایگان داره ! )) ... پس یادمان باشد پیش از هراقدام و تلاشی برای حل مسائل ابتدا مطمئن شویم که آیا اصلأ مسأله ای وجودداره یانه ! واقعأ همان اندازه مهم هست که ما فکر میکنید ؟شاید آنقدرها هم جدی نباشد ؟شاید راه ساده تری هم باشد و شاید ....... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:4 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی جوانتر بودم، وقتی اوضاع خوب و آنطور که دوست داشتم پیش نمیرفت واقعاً نمیتوانستم درسی از آن بگیرم. نمیتوانستم به تصویر بزرگ نگاه کنم و بتوانم از پیشامدهای بدی که برایم اتفاق افتاده درس بگیرم. اما، هر بار که اوضاع زندگی آنطور که میخواهید پیش نمیرود، میتوانید چیزهایی زیادی از آن یاد بگیرید. یکی از بهترین کارهایی که میتوانیم بکنیم این است که وقتی اوضاع طبق برنامههای ما پیش نمیرود، به همه ماجراهایی که اتفاق افتاده خوب فکر کنیم و تا جاییکه میتونیم از همه تجربیاتمان درس بگیریم و خودمان را برای موفقیت در آینده آماده کنیم. 10 درسی که باید از شکست بگیریم : 1 - واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد. بله، ممکن است اوضاع بد پیش برود یا مطابق برنامه ما پیش نرود اما واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد زیرا همیشه یک دلیل خوب برای خوب پیش نرفتن اوضاع و درسی برای آموختن از آن وجود دارد. در طولانی مدت، هر اتفاقی که میافتد به صلاح شما خواهد بود. 2 - اگر به دلایلی اشتباه چیزی را میخواهید، هیچوقت آنطور که شما دوست دارید انجام نخواهد شد. 3 - میتوانید از این واقعیت بعنوان یکی از قویترین انگیزهها برای موفقیت در آینده استفاده کنید که اول کار، اوضاع آنطور که شما دوست دارید پیش نرفته است. اگر تصمیم بگیرید که به همه چیز درست نگاه کنید، اشتیاقتان برخواهد گشت. 4 - همیشه و در همه جا پشتکار، تعهد و تلاش نتیجه میدهد. 5 - بعد از اینکه چیزی برخلاف میل شما پیش رفت، اگر تصمیم بگیرید که از آن درس بگیرید و توجهتان را به ارتقاء کاری که میخواستید انجام دهید معطوف کنید (به جای اینکه خسته و ناامید شوید)، خواهید دید که عملکردتان به طرز قابلملاحظهای بهتر میشود و در کارتان پیشرفت میکنید. 6 - بعد از شکست، سه کار خوبی که میتوانید انجام دهید اینها هستند: (1) دلایل شکستتان را بررسی کنید (2) درس بگیرید (3) اگر چیزی است که واقعا میخواهید و فکر میکنید باید آن کار را انجام دهید، بلافاصله دوباره تلاش کنید. 7 - امتحان کردن، ریسک کردن و موفق نشدن خیلی بهتر از این است که فقط عقب بنشینید و به این فکر کنید که اگر شکست بخورید چه خواهد شد. 8 - تنها نتیجه بدی که شکست میتواند داشته باشد این است که انگیزه دوباره امتحان کردن را از دست بدهید. 9 - هیچ نیازی به خجالت کشیدن نیست زیرا همه آدمها در جایی از زندگی خود شکست میخورند. فقط شما نیستید که شکست خوردهاید. 10 - خیلی از پیشرفتها در نتیجه یک شکست ایجاد شدهاند. چیزهایی که دوست دارید را دنبال کنید. چیزی برای از دست دادن ندارید و تازه خیلی چیزهای عالی به دست خواهید آورد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:57 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
از بابت یک نکته مطمئن باشید " داشتن نگاهی باز و نه کاملا جدی وسرسختانه به زندگی، به شما نگرشی را میدهد که براساس آن با بینش و آرامش بیشتر به بررسی و حل مشکلات زندگی پرداخته و در عین حال انرژی کافی برای برخورد با موانع سرسختانه زندگی به دست خواهید آورد . در این حالت " مسائل برای حل و فصل شدن " راحتتر به نظر رسیده و در نتیجه احساس آرامش بیشتری خواهید داشت . مطمئن باشید در این حالت طول عمر بیشتری را تجربه خواهید کرد . از این تکنیکها هم بیبهره نباشید : 1 – در مواجهه با مشکلات خاص در زندگی پیش از هر کاری از خود بپرسید اگر خیلی جدی باشید یعنی بیش از حد جدی باشید " موفقیت را تجربه خواهید کرد ؟ 2 – همیشه به جنبههای مثبت قضیه و مشکل به وجود آمده فکر کنید . 3 – همیشه به فکر پیروزی یا روی دادن تغییری عمده باشید . این طرز تفکر ساده اما تاثیرگذار موجب میشود در صورت گیر کردن در شرایط نامساعد " امید بیشتری به حل و فصل آن داشته باشید . 4 – از خودتان بپرسید هنگامی که شب به رختخواب خواهم رفت " از اینکه نسبت به انجام هرکاری بیش از حد جدی باشم " خوشحال خواهم بود یا نه ؟! 5 – سعی کنید از حل و فصل مشکلی که موجب شود شما بیش از حد جدی باشید و عصبی شوید خودداری کنید . 6 – اگر فکر میکنید در انجام کارتان همیشه مشکل دارید وبسیار سخت است " به یاد آورید مشاغل بسیار سختتری هم وجود دارد و میتوانستید در شرایط پیچیدهتری هم قرار داشته باشید . 7 – در برخی موارد خوب است کمی شیطنت بچگانه یا کارهای مضحک انجام دهید تا سختی کارها چندان به چشمتان نیاید. توصیه نهایی ما این است : خیلی هم جدی بودن در هر کاری مشکلاتی هم برایتان به همراه خواهد داشت . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:55 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
هدف زندگی برای خیلی از افراد، پر بودن حساب بانکی، داشتن بهترین خانه و جدیدترین اتومبیل نبوده، بلکه فقط خوشبختیست. بعضی از آدمها ممکن است خوشبختتر از دیگران بهدنیا آمده باشند و بتوانند لذت زندگی را تمام و کمال ببرند اما برای برخی، دستیافتن به خوشبختی، چندان هم ساده نیست، یعنی برای آنان اینطور برنامهریزی نشده است. البته اینهم مانند برنامهریزیهای دیگر، قابل تغییر است. شما میتوانید با استفاده از نکاتی که در این مقاله برایتان عنوان میکنیم، برنامهی زندگیتان را از نو بنویسید تا بالاترین درجهی خوشبختی، از آنِ شما شود. - اطرافتان را با افراد شاد و خوشبخت پرکنید: اگر در کنار افراد عصبانی، افسرده و ناراحت باشید، این حالت به شما هم منتقل خواهد شد. کاری هم از دست شما ساخته نخواهد بود اما اگر در کنار افراد شاد و خوشحال باشید، شادی آنان به شما انتقال مییابد و عادات خوبشان را یاد گرفته و همچون آنان به اتفاقات بد، واکنش نشانمیدهید و خیلی زود، افکار و تأثیرات منفی از زندگیتان ریشهکن شده و افکار مثبت، جای آن را خواهد گرفت. - قدردانی کنید: سعی نمایید هر روز، زمانی را به قدردانی و شکرگزاری اختصاص دهید. به این فکرکنید که باید بابت چهچیز و از چه کسانی قدردانی کنید. - به راهحل فکر کنید: بهجای فکرکردن به مشکلات، به این فکر کنید که چطور میتوان آنها را حلنمود. اگر بتوانید همیشه به یافتن راهحلی برای مشکلات فکر کنید و چنین طرز فکری را در خود رشد دهید، مطمئناً بسیار شادتر زندگی خواهید کرد. - با دیگران ارتباط برقرار کنید: تا جایی که میتوانید، با کسانیکه دوستشان دارید، وقت بگذرانید که میتواند یک تلفن ساده یا یک ملاقات کوتاه باشد، با آنان گفتوگو کنید، کارهایتان را با هم انجام دهید و صمیمیت برقرار کنید. - مسائل را بپذیرید: ما قادر به عوضکردن و کنترل دنیا نیستیم؛ باید همهچیز را آنطور که هست، بپذیریم و سعیکنیم آنها را درکنموده یا حتی دوستشان بداریم. خودتان را هم باید آنطور که هستید، بپذیرید و به خودتان اجازه دهید که فقط خودتان باشید، سعیکنید خودتان را درک نموده و دوست داشته باشید. با سایرین هم همین برخورد را داشته باشید. - برای چشیدن طعم زندگی، وقت بگذارید: بهجای پریدن از شاخهای به شاخهای دیگر و باعجله انجامدادن کارها، تصمیمبگیرید که هر روز کارهای کمتری را انجام دهید، قرار ملاقاتهای کمتری بگذارید و... آنگاه هر کاری را آرامتر، با تمرکز و راحتی بیشتری انجام داده و سعیکنید زمان «حال» را از دست ندهید و نهایت استفاده و لذت را از آن ببرید. - به جزئیات دقتکنید: برای نمونه، زمانی که احساس خوبی دارید، از هیچچیز ناراحت نیستید، غذایی واقعاً خوشمزه را امتحان میکنید و بهطور کلی، هر احساس مطبوع دیگری را تشخیص میدهید. دقتکردن به جزئیات ساده به شما کمک میکند تا روی زمان «حال» متمرکز شوید. - به خودتان جایزه دهید: هر روز حتی چند دقیقه هم که شده، برای جایزهدادن به خودتان وقت بگذارید. این جایزه هر چیزی میتواند باشد؛ یک تکه شکلات، یک حمام گرم، یک چرت کوتاه و... - این باید بگذرد: وقتی اتفاق بدی میافتد و شما برای قبول آن مشکل دارید، با خودتان فکر کنید که این هم باید بگذرد و مطمئن باشید که آن اتفاق بد هم گذشته و شما جان سالم به در خواهید برد. - بخشش کنید: وقتی نسبت به دیگران بخششمیکنید، شادتر خواهید شد. همین امروز، اینکار را امتحانکنید! مطمئن باشید که تفاوت شگرفی در زندگیتان حاصل خواهد شد. - علایقتان را دنبال کنید: اگر کاری را انجام دهید که واقعاً به آن علاقه دارید، مطمئناً شادتر خواهید بود. این، یکی از بهترین کارهاییست که میتوانید برای نزدیکشدن به احساس شادی و خوشبختی انجام دهید. اگر غیرممکن بهنظر رسید، دلسرد نشوید. دیگران هم این کار را انجام دادهاند، پس مطمئن باشید که شما هم میتوانید. - به دستاوردهایتان نگاهی بیندازید: بهجای اینکه به کارهای انجامندادهتان یا به کارهایی که در آن شکستخوردهاید نگاه کنید، به کارهایی که با موفقیت به پایان رساندهاید، فکر کنید. خیلی وقتها این کارها بسیار بیشتر از آن چیزیست که خودمان فکر میکنیم. - بخندید: عمل سادهی «خندیدن»، بهتنهایی میتواند شما را شادتر کند. یک فیلم خندهدار نگاه کنید، لطیفه بگویید، کتابهای طنز بخوانید و تا میتوانید، بخندید. - بدانید که استحقاقش را دارید: شما شایستهی شادی و خوشبختی هستید. همین جملهی ساده برای خیلی از افراد، اهمیت زیادی دارد چون تصور نمیکنند که واقعاً استحقاق شادبودن را داشته باشند. اگر احساس میکنید که شما نیز چنین تصوری از خود دارید، نخست باید بدانید که این تصور، نادرست است و شما لایق بالاترین شادیها هستید. - در کارتان غوطهور شوید: وضعیتی وجود دارد که در آن، شما خودتان را در کاری غرق نموده و دنیای اطرافتان را فراموش میکنید. این کار، موجب شادی و بازده بسیار بالایی خواهد شد. - هدف داشته باشید: داشتن هدفهای زیاد، منجر به بیهودگی میشود. یک هدف برای خود انتخاب کنید و روی آن متمرکز شوید. سپس برای رسیدن به آن، تا میتوانید تلاش کنید. رسیدن به هدفها، موجب شادی و خوشبختی شما میشود. - الهام بگیرید: کتابها و مجلاتی که در مورد داستانهای موفقیتآمیز مربوط به کاری که میخواهید انجام دهید را نوشتهاند، مطالعه کنید. اینکار به شما الهام و انرژی میدهد. - جشن بگیرید: زمانیکه کار درستی انجام میدهید، کاری را به پایان میرسانید و احساس میکنید از نتیجهی آن راضی هستید، به خود جایزهدهید و جشن بگیرید. - برای انجام کارهایی که دوستدارید، وقت بگذارید: با کمکردن برخی تعهدات که علاقهی چندانی به انجامشان ندارید و جایگزینکردن آنها با کارهایی که به انجامشان علاقهمندید، شادی را تجربه کنید. - مهربانی کنید: هر روز، سعیکنید به طریقی به اطرافیانتان مهربانی کنید. این مهربانیها هر چند هم کوچک باشد، مانند بازکردن درب برای دیگران، لبخندزدن به آنان و... موجب شادشدن شما میشود. - ورزش کنید: یک پیادهروی کوتاه یا دو میتواند استرس شما را کاهش داده و روحیهتان را تقویت کند. - افکار منفی را از بین ببرید: افکارتان را تحت کنترل داشته باشید. وقتی به افکار منفی رسیدید، سعیکنید بهجای آن، به چیزی خوب فکر کنید. - حسادت، هیچ کمکی به شما نمیکند: خیلیها عادت دارند همیشه به افراد موفق و شاد حسادت ورزند. مطمئن باشید اینکار، شما را به هیچ کجا نمیرساند. بهجای حسادتورزیدن، سعیکنید برای آنان خوشحال باشید. آنگاه روی خود و کارهای مثبتتان تمرکز کنید. - یک چیز جدید یاد بگیرید: خیلی از ما، از امتحانکردن کارهای جدید، واهمه داریم و وقتی چیزی را نمیدانیم، خیلی زود میپذیریم اما یادگرفتن مهارتهای جدید یا اطلاعات تازه، یکی از لذتبخشترین کارهاییست که میتوانید انجام دهید. - به طبیعت رویآورید: برای تماشای طلوع یا غروب خورشید بیرون بروید، آب را تماشا کنید، به آدمها نگاه کنید و... - بیشتر بخندید: وقتی در یک موقعیت ناراحتکننده هستید، به اطرافتان نگاهی بیندازید، پوچبودن آن را درک کنید و فقط بخندید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 18:53 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
همه ما می توانیم با راهکارهایی بسیار ساده و کوچک از زندگی خود نهایت لذت را ببریم . پس بیایید با همین نکات زندگی خود را زیباتر و شیرین تر کنیم. 1. روزانه 10 تا 30 دقیقه قدم بزنید و در هنگام قدم زدن لبخند را فراموش نکنید. این کار بهترین داروی افسردگی است 2. حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید. 3. با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، تا بیشتر بخوابید. 4.صبح ها که از خواب بیدار می شوید، این جمله را تکرار کنید:" امروز قصد دارم که..." 5. امسال بیشتر از سال پیش به تماشای فیلم های سینمایی ( مناسب برای تمام سنین) ، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید. 6. زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. این کارها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله تان را فراهم می کند. 7. با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید. 8. از غذاهایی که از گیاهان و درختان به دست می آیند، بیشتر استفاده کنید و کمتر از مواد غذایی که در کارخانه ها تولید می شوند، مصرف کنید. 9. چای سبز و مقادیر بسیار بیشتری آب بنوشید. تمشک، غذاهای دریایی، کلم بروکلی، بادام و گردو مصرف کنید. 10. تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید. 11. از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را غبار روبی و مرتب و تمیز کنید. بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگی تان شود. 12. انرژی پر ارزش تان را بر سر شایعه سازی، مسایل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا چیزهایی که کنترل بر آن ندارید، هدر ندهید. در عوض انرژی تان را صرف لحظه های مثبت فعلی کنید. 13. درک کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجایید تا بیاموزید، تا همه امتحان هایتان را بگذرانید. 14. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مانند کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درس هایی که از این کلاس فرا گرفته می شوند، عمری با شما باقی خواهند ماند. 15. صبحانه تان را مانند یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون یک بچه دانشگاهی که کارت اعتباری اش ته کشیده بخورید. 16. بیشتر لبخند بزنید و بخندید. این کار هیولاهای انرژی خوار را از شما دور نگه خواهد داشت. 17. زندگی کوتاه تراز آن است که وقت مان را صرف تنفر از دیگران کنیم. 18. مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. بپذیرید که مخالف نظر یکدیگر بیندیشید. 19. با گذشته تان صلح کنید تا زمان حال شما را خراب نکند. 20. زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از هدف آنها و یا زندگی شان هیچ نمی دانید. 21. شمع روشن کنید. زیباترین ملحفه تان را استفاده کنید و برای روز مبادا و یا روز خاصی نگه ندارید. امروز همان روز خاص است 22. فرد دیگری جز شما مسئول خوشبختی تان نیست. 23. همه مشکلات را با این جمله بسنجید: " آیا تا پنج سال آینده، این مساله اهمیتی خواهد داشت؟" 24. همه را برای همه چیز ببخشید. 25. زمان، حلال همه مشکلات است، به همه چیز حتی خود زمان، زمان دهید. 26. شرایط هر چه قدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند. 27. این شغل شمانیست که در زمان بیماری به دادتان می رسد، بلکه دوستانتان هستند. با آنها در تماس باشید. 28. خود را از شر هر چه که سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص کنید. 29. حسادت، هدر دادن وقت است شما الان به همه آنچه نیاز دارید، رسیده اید. 30. بهترین ها هنوز در راه هستند. 31. در انتخاب هایتان دقیق باشید و همیشه سعی کنید کاری که به شما سپرده می شود به بهترین نحو انجام دهید. 32. با خانواده در تماس باشید. 33. شب ها پیش از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید:" به خاطر...ممنونم." "امروز من...را انجام دادم" 34. یادتان باشد، شما آنقدر خوشبخت هستید که نگذارید استرس و نگرانی به شما راه یابد. 35. از سفر زندگی لذت ببرید ما مجبور نیستیم با سرعت از همه چیز بگذریم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 7:49 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
میخواهید آرام و خونسرد و خوددار باشید . در این دنیای شلوغ و پر استرس کمی آرامش داشته باشید؟ اما ذاتا همیشه مسوول امور و عهده دار نظم و ترتیب بوده اید و احساس میکنید همه کارها باید تحت کنترل شما باشد ولی برای یک بار هم که شده این عادت کنترل کردن همه امور را رها کنید و بگذارید زندگی مسیر خود را بپیماید؛ چگونه؟ خیلی راحت, با خواندن و عمل کردن به این پیشنهادها: 1. مسئولیتهای متعدد را نپذیرید: ممکن است از اینکه همواره کارهای بسیاری را با هم انجام میدهید به خود ببالید ولی به طور قطع در حین کار احساس نداشتن تمرکز, نگرانی و خستگی میکنید. در عهده داری کارها را یک به یک و به نوبت انجام دهید. قدر لحظههای عمر خود را بدانید و از انجام کاری که به عهده گرفته اید لذت ببرید و پس از انجام آن احساس موفقیت کنید. 2. به موفقیتهای خود بها دهید: یک موفقیت, پیروزیهای بعدی را به دنبال میآورد و احساس خود کم بینی را از انسان دور میکند. هر موقع مایوس شدید تنها کافی است به یک چیز که موجب بالندگی شماست یا یک زمینه که در آن موفق بوده اید فکر کنید. 3. به نیازتان اهمیت دهید: همیشه به فکر راضی و خوشحال کردن دیگران نباشید. کمی هم به فکر نیازهای معقول و مقبول خود باشید. این به معنی خودخواهی نیست. به نقطه نظرات دیگران گوش دهید ولی در عین حال انعطاف پذیر باشید و نسبت به احساسات و عواطف خود نیز واقع گرا و بی رو دربایستی باشید. 4. از کار خود لذت ببرید: اگر همیشه برای انجام کاری تحت فشار هستید یا از انجام کاری طفره میروید به این معنی است که از کاری که انجام میدهید لذت نمی برید اما به هر حال ناچارید. پس روی جنبههای لذت بخش آن تمرکز کنید. یک دید مثبت میتواند تنشهای درونی شما را بزداید و به شما فرصت دهد که دریابید چه تغییرات دراز مدتی را میتوانید ایجاد کنید. برای مثال میتوانید به تقدیر و ستایش پایانی کار فکر کنید یا به دستمزد حاصل از آن. 5. انعطاف پذیر باشید: یک برنامه روزمره داشتن بسیار خوب و معقول است اما اجازه ندهید که رعایت چنین برنامه ای سبب تنش و اضطراب شما شود. سختگیریهای شدید سبب میشود فرصتها را از دست بدهید پس انرژی خود را بیهوده تلف نکنید. 6. میان کار و زندگی تعادل برقرار کنید: تداخل و ادغام زندگی کاری و اداری با زندگی خصوصی موجب اختلالات فیزیکی و عاطفی میشود. برنامه و زمانی را برای توقف کار انتخاب کنید و به آن پای بند باشید. در خانه به کار فکر نکنید و توجه خود را به زندگی خانوادگی معطوف کنید. 7. عکس العملهایتان را تغییر دهید: شاید همیشه نتوانید شرایط تنش زا را عوض کنید پس سعی کنید گاهی دیدگاه خود را نسبت به شرایط تغییر دهید و احساسات خود را عوض کنید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 7:45 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 8:43 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
- آرامش داشته باشید و نخ احساستان را بهدست کسی ندهید. - فضای اطراف خود را خوشایندکنید. عکسهای زیبا و رؤیاهایتان را به اطراف اتاقتان بچسبانید. - خودتان را بشناسید. چه دوست دارید؟ تنها یکبار فرصت زندگی به هر کس داده میشود؛ آنهم یکروز، یکروز کممیشود، پس آنچه را دوستدارید، بخورید، بپوشید و بنوشید. - از بودن خود لذت ببرید و خودتان را دوست بدارید؛ تا کسی خودش را دوست نداشته باشد، امکان ندارد دیگران را دوست بدارد. - به خود احترام بگذارید؛ امکان ندارد شما لباس نامرتب داشته باشید و احساس شادابی و نشاط کنید. - بدانید چهکاری میخواهید انجام دهید؛ امروز چهکاری؟ فردا چهکاری؟ - ضعیفترین و قویترین حلقهی ارتباط خود را مشخصکنید؛ ضعیفها را نگهدارید، مبادا پاره شود! قویترین ارتباط را قویتر کنید. - شادی، حالتی از فکر است؛ پس مواظب فکرتان باشید و آن را سطل زبالهی دیگران نکنید. - همیشه لبخند بزنید چون با لبخند، جذابتر میشوید. - باقدرت، با زندگی بازی کنید؛ وقتی بزرگ میشوید، مسائل را کوچک میبینید، بنابراین روحتان را بزرگکنید. - ایمانتان را قویکنید چراکه به پیشرفتتان کمک میکند. ایمان به خدا، زیربنای یک زندگی شادمانه است. - موهبتهای خود را بشمارید. بهصدای قلبتان گوش دهید؛ خون کثیف وارد و خون تمیز خارج میشود، بسیار عالیست. - در هر شرایطی، خبرهای خوب وجود دارد؛ آنها را بیابید! در گذشته کیمیاگران، فلزات پست را به طلا تبدیلمیکردند. شما نیز در ورای هر اتفاق بد و ناهنجاری، میتوانید فایدهی پنهانی را دریابید. - اگر کاری را انجام میدهید، با شادی انجام دهید و از آن لذت ببرید. - همیشه بهدنبال راهی برای شادی باشید و فکر و اندیشهی خود را بهسمت یافتن شادی هدایتکنید. - سعیکنید ارتباط مثبت را بیشتر کنید. - همهی موارد زندگی را اولویتبندی کنید، حتی مهمانیها را. - دیگران را در تصمیمات خود شریک کنید اما اجازه ندهید نظرشان را به شما تحمیلکنند. - مراقب رابطهی خود با دوستان و اطرافیان باشید؛ یکی از دلایل کمشدن شادی و خنده، همین است. - اجازه ندهید دیگران روزتان را خراب کنند. خودتان هم روز دیگران را خراب نکنید. پیشنیاز این مسأله، فقط آن است که دست از زودرنجی بردارید. - همیشه از دیگران، خوبی بگویید. - روی کلمهی «توقع» برای همیشه، یک خط قرمز بکشید و از دیگران انتظار نداشته باشید. - بخشش داشته باشید؛ ببخشید تا احساس آزادی و سبکی کنید. - بهازای هرچه میگیرید، فکری برای جبران و پسدادن کنید تا محبوب بمانید. - برکت باشید؛ خیرخواهان همیشه برکت و رحمتاند. - همیشه بهیاد خدا باشید. - ذهنیت تنبیه را از خود دور کنید و تشویق را سرلوحهی کارهایتان قراردهید. - خوشبین باشید زیرا خوشبینها چندبرابر بدبینها عمر میکنند. - مثبت فکر کنید. همیشه فکر مثبت، انرژیدهنده است و فکر منفی، انرژیگیرنده. - هرگز اجازه ندهید فکر منفی بهسراغتان بیاید. فکر منفی را زود تحویل کاغذ دهید و پاره کنید. - بین خواستهها و امکاناتتان، تعادل ایجادکنید. مهمترین راه سعادت و شادی، همین است |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:39 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید. سلامتی: 1- آب فراوان بنوشید. 2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید. 3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده. 4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی). 5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید. 6- بیشتر بازی کنید. 7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید. 8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید. 9- 7 ساعت بخوابید. 10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید. شخصیت: 11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد. 12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. 13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید. 14- خیلی خود را جدی نگیرید. 15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید. 16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید. 17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید. 18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد. 19- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید. 20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید. 21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما. 22- بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند. 23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید. 24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. جامعه: 25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید. 26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. 27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید. 28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید. 29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید. 30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست. 31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید. زندگی: 32- کارهای مثبت انجام دهید. 33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید. 34- خداوند درمانگر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.) 35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است. 36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید. 37- حتی بهترین هم میآید. 38- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید. 39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید. آخرین اما نه کماهمیتترین: 40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، در میان بگذارید. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 18:42 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
کاش می شد که کسی می آمد این دل خسته ی ما را می برد ، چشم ما را می شست ، راز لبخند به لب می آموخت .
کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود و قفس ها همه خالی بودند ، آسمان آبی بود و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید. کاش می شد که غم و دلتنگی راه این خانه ی ما گم می کرد و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید و کمی مهربان تر بودیم. کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد ، گل لبخند به مهمانی لب می بردیم ، بذر امید به دشت دل هم، کسی از جنس محبت غزلی را می خواند و به یلدای زمستانی و تنهائی هم یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم . کاش می فهمیدیم قدر این لحظه که در دوری هم می راندیم. کاش می دانستیم راز این رود حیات که به سرچشمه نمی گردد باز. کاش می شد مزه خوبی را می چشاندیم به کام دلمان . کاش ما تجربه ای می کردیم شستن اشک از چشم ،بردن غم از دل، همدلی کردن را. کاش می شد که کسی می آمد باور تیره ی ما را می شست و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست ، اخم بر چهره بسی نازیباست ، بهترین واژه همان لبخند است که ز لبهای همه دور شده ست. کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!، قبل از آنی که کسی سر برسد ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم شاید این قفل به دست خود ما باز شود، پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم . کاش درباور هر روزه مان جای تردید نمایان می شد و سوالی که چرا سنگ شدیم و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟ کاش می شد که شعار جای خود را به شعوری می داد تا چراغی گردد دست اندیشه مان . کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را شبح تار امانت داران. کاش پیدا می شد دست گرمی که تکانی بدهد تا که بیدار شودخاطر آن پیمان و کسی می آمد و به ما می فهماند از خدا دور شدیم... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:11 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. نرمش کن. بدو. کم غذا بخور. زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن. هر چند وقت یک بار نقاشی بکش. در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن. سفید بپوش. بستنی قیفی بخور. به کوچکتر ها سلام کن. شعر بخون. نامه ی کوتاه بنویس. زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش. به دوست های قدیمیت تلفن بزن. شنا کن. هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن. خواب ببین. چای بخور و برای دیگران چای دم کن. مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس. به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن. دنبال بازی (گرگ بازی) کن . اگر نشد وسطی بازی کن. به برگ درخت ها دقت کن. به بال پروانه ها دقت کن. قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین. از خواب های بد بپر و آب بخور. کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده. خواب هات رو تعریف نکن. خواب هات رو بنویسبخند. چشم هات رو روی هم بگذار. شیرینی بخر. با بچه ها توپ بازی کن. برای خودت برنامه بریز. قبل از خواب موهات رو شانه کن. کتابی بخون تا جریان داشته باشی. اگه مطالعه نکنی ذهنت از بیهودگیها تغذیه می کنه. خودت رو دوست داشته باش. برای خودت دعا کن! برای خودت دعا کن که آرام باشی. وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی. تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد. برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛ آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید دوباره بتابد. برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی. بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری. برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی. برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد؛چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است. ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی. برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخه راهی را که باید بروی خیلی طولانی است. خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد؛ پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیر است. برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی. چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است. هیچ وقت خودت را به مردن نزن! یکی مثل دیگران نباش. ویژه بودن خودت رو دریاب برای خودت دعا کن که زنده بمانی. زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی. باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد. بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت. تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی. همیشه سهمت را بخواه و بیشتر از آن چه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند. برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیز ی سینه ات را آلوده کند. برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد. هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را معاینه کنند. دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!! اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی. آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛ آن وقت صدایش کن؛ به نام صدایش کن؛ او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟! تو صریح و ساده و رک بگو. هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند. شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی. از او کمک بگیر. از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت... تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و ... عشق... بدهد.آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد!! جوری زندگی کن که بتوانی دیگران را به چگونه زندگی کردن خودت دعوت کنی. دیگران را فراموش نکن |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 8:58 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||
|
|
|
|
|
یادمان باشد که
همیشه ذره ای حقیقت پشت هر
"فقط یه شوخی بود" کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"
قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"
مقداری خرد پشت "چه میدونم"
و اندکی درد پشت "اشکالی نداره"
وجود دارد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:37 توسط علی آقا ایرجی
|
|
||