|
|
|
|
|
نگاهي به سخنان سال 79 رهبري در نمازجمعه تهران درباره اصلاحات آمريكايي، اهداف شرمآور اصلاحطلبان آمريكايي را بيش از پيش نمايان ميكند. و ما را نيز به اين نكته بيشتر متوجه ميكند كه هشدارهاي رهبري در مقاطع خاص را بايد به دقت پيگيري و محوريابي كرد تا خط نفاق داخلي به درستي شناسانده شود. "اگر كسانى بيايند با عدم اعتقاد به اساس ارزشها، دم از تحوّل بزنند؛ معلوم است كه تحوّل مورد نظر آنها چيست! تحوّل مورد نظر آنها، يعنى تحوّل نظام اسلامى به نظام غير اسلامى! تحوّل مورد نظر آنها، يعنى حذف نام اسلام، حذف حقيقت اسلام و حذف فقه اسلامى! اتفاقاً ما بعضى از اينها را هم مىشناسيم. حالا بعضى كه از تفالهها و پسماندههاى رژيم گذشتهاند كه در آن رژيم خوردند و چريدند و گوشت حرام بالا آوردند؛ بعد هم توانستند خودشان را در لابهلاى جماعت مردم جا بزنند و حالا بتوانند نفسى تازه كنند و سر بلند كنند و ادّعاى آزادى و مردمسالارى و دموكراسى كنند؛ همان كسانى كه عمله ظلم و جور دستگاهى بودند كه بيش از پنجاه سال بر اين مملكت حكومت كردند و يك ذره مردمسالارى در آن پنجاه سال نبود؛ حالا همين كسانى كه با همه وجود براى آن رژيم كار كردند، بيايند شعار اصلاحات بدهند! اين اصلاحات معنايش چيست؟! اين اصلاحات، يعنى همان اصلاحات امريكايى! يعنى حالا كه شما ملت ايران دست امريكا را قطع كرديد، بياييد برگرديد و روشتان را اصلاح كنيد؛ اجازه بدهيد اربابان امريكايى به داخل تشريف بياورند و باز هم زمام اقتصاد و فرهنگ و اداره امور كشور را به دست گيرند! يك عدّه هم كسانى هستند كه مال آن رژيم نيستند؛ اما از اوّل انقلاب، بلكه بعضى پيش از انقلاب، نشان دادند كه به اداره كشور برطبق احكام اسلام از بن دندان عقيدهاى ندارند. آنها اسم اسلام را مىخواهند و اسم اسلام را دوست مىدارند. دشمن اسلام به آن معنا هم نيستند؛ اما مطلقاً اعتقادى به فقه اسلامى، به احكام اسلامى و به حاكميت اسلامى ندارند. معتقد به همان روشهاى فردىاند. اوايل انقلاب هم يك عدّه از همينها توانستند امور را قبضه كنند و در دست گيرند. اگر امام به داد اين انقلاب نمىرسيد، همين آقايان، خشك خشك انقلاب و كشور را به دامن امريكا برمىگرداندند! اينها هم دم از اصلاح مىزنند؛ گاهى دم از اسلام هم مىزنند؛ اما در كنار كسانى قرار مىگيرند كه صريحاً عليه اسلام شعار مىدهند و با آنها اظهار همبستگى مىكنند! گاهى دم از اسلام مىزنند، اما در كنار كسانى قرار مىگيرند كه شعار ضدّيت با حكومت اسلامى، شعار سكولاريزم و حكومت منهاى دين و حكومت غيردينى و حكومت ضدّ دينى و لائيسم را مىدهند! پيداست كه اينها نفوذيند. اينها جزو آن دستهاى نيستند كه ارزشها را قبول دارند و معتقد به تحوّلند؛ نه. اينها نفوذيند؛ اينها بيگانه و غريبهاند. بنده چند ماه قبل از اين در همين منبر نماز جمعه بحث «خودى» و «غيرخودى» را مطرح كردم؛ اما فرياد بعضيها بلند شد كه چرا مىگوييد «خودى» و «غيرخودى»! بله، اينها غيرخودىاند؛ اينها انقلاب و اسلام و ارزشها را قبول ندارند؛ جناحهاى خودى بايد حواسشان را جمع كنند. من دو، سه نكته ديگر را در اين جا عرض مىكنم: نكته اوّل اين است كه هم آن بيگانهها، هم پشتيبانان خارج از كشورشان، هم سرويسهاى جاسوسى، هم آنهايى كه در راديوها پشتيبانى تبليغاتى برايشان مىكنند، هم آنهايى كه احتمالاً به صورت آشكار يا پنهان پول حواله آنها مىكنند، اينها بدانند كه اين انقلاب اجازه نخواهد داد. بنده تا مسؤوليت دارم و تا نفس مىكشم، اجازه نخواهم داد كه اينها با مصالح اين كشور بازى كنند. بنده كسى نيستم؛ اين را هم بدانند؛ من هم كه نباشم، هركس ديگرى در اين مقام و مسؤوليت باشد، همينطور است. غير از اين امكان ندارد. آن دست ملكوتى و الهى كه اصل ولايت فقيه را در قانون اساسى گذاشت، فهميد چهكار مىكند. " |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 28 دی1386ساعت 12:11 توسط فضول اراكي
|
|
||