|
|
|
|
|
خدايا!مرديم از اين همه كار فرهنگي !!! در ساحت فرهنگ،سرهنگي نمي توان كرد!! هر چقدر بنده دلم مي خواهد يك مقاله سنگين و وزين بنويسيم ولي نمي دانم چرا سوژه ها اينقدر به طنز ميل مي كندانگار مي گويند »به قلمتان دست نزنيد ،سخرگي در خود و اقليت است« الغرض بيشتر از مائده مهمان ديديم رسته انقدر نديديم كه چوپان ديديم راستش را بخواهيد از ان روزي كه مسوولين استان تصميم گرفتند از حضور برخي خبرنگاران در جلسات،همايش ها و كنگره هايي كه مربوط به استانداري است،جلوگيري و ممانعت به وجود آورند ،اگر چه اين ممنوع الورود كردن باعث مشكلات عديده اي در كار اطلاع رساني گرديد ولي از جهتي ديگر سبب شد تا اخبار مربوط به حوزه استانداري را بتوانيم از زاويه نگاه خبرنگاران ديگر نيز به نظاره بنشينيم.اگر چه شما هم مانند ما پيگير اخبار و تحولات استان مركزي باشيد،در اين اواخر شاهد بوده ايد كه انگار مسوولين همه ي كارها را به سرانجام رسانده اند و فقط حوزه ي فرهنگي مانده است كه نياز به حضور آنان براي رفع مظلوميت از فرهنگ را محتاج مي باشد و در اين ميان نيز گاهي تكلمه اي از مسوولين استان مركزي شنيده و گزارش مي شود كه حقيقتا نيازي به طنازي نيست،بلكه مسخرگي در خود واقعيت است.از جمله مي توان به نمونه هاي ذيل اشاره كرد :»در برنامه ريزيها اجازه كار هيتي به كسي نمي دهيم« ،»در ميان مديران استان مركزي فرهنگ چاپلوسي جاي ندارد«،»57 ميليارد ريال صرف امور فرهنگي استان مركزي شده است«،»كتابداران رسمي استان مركزي حقوق 2 ماه خود را دريافت نكرده اند«،»در ستاد احيا امر به معروف و نهي از منكر توجه سر معروف عفاف ،صرفه جويي و ورزش در دستور كار قرار گرفته است« و در نهايت اين جمله ي تاريخي كه »اگر برگزاري سه كنگره و همايش بين المللي كار فرهنگي نيست؟!پس كار فرهنگي چيست؟!« بهر حال آنچه را در جمله هاي قهار و تاريخي بالا مشاهده و مطالعه كرديد بخشي از سخنان مسوولين ارشد استان مركزي مي باشد كه طي همين ماه جاري بيان شده است كه بد نديديم نكاتي چند را گوشزد و ياداوري كنيم: 1-كار هيئتي:استاندار مركزي در جلسه توديع و معارفه معاون عمراني خود مي گويد »متاسفانه به دليل ارايه اطلاعات نادرست به مجموعه نمايندگان استان ،برخي از اظهار نظرها در زمينه كار بي برنامه در سطح استان نادرست است چرا كه مديريت استان براي تمامي امور برنامه ريزي نموده و اجازه كار هيئتي به كسي را نمي دهد«. اگر چه قبلا در مقاله ي جدا و به صورت مستدل و اماري به مسوولان اقتصادي استان مكركزي نشان داده بوديم كه اصلا اقدامات آنها برنامه ريزي شده نمي باشد بلكه هيئتي و دچار روزمرگي شده است ولي در حوزه فرهنگ نيز بايد يادآوري كنم شوراي فرهنگي عمومي استان مركزي كه بالاترين مرجع برنامه ريزي كلان در اين حوزه مي باشد از تاريخ 84/7/12 تا تاريخ 86/4/3 يعني در مدت 24 ماه تنها 10 جلسه برگزار گرديده است كه قانونا بايستي اين تعداد حداقل ماهي يكبار برگزار مي شده است يعن بايد 24 جلسه تشكيل شده باشد كه اين امر تحقق نيافته است.از طرفي هم تحليل محتواي جلسات شوراي فرهنگ عمومي استان نيز حاكي از آن است كه در اين جلسات هيچ گونه برنامه و طرح مهم فرهنگي تصويب نشده است و روزمرگي و اتلاف وقت و عدم نظرات كارشناسي در آن مشهود مي باشد ودر حوزه مديريت منابع مالي فرهنگ نيز بنا به صحبت هاي مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان مركزي در سال 85 بودجه فرهنگي استان صفر بوده است و از طرفي ديگر نيز رييس كتابخانه هاي استان مركزي در مصاحبه با يكي از خبرگزاري ها بيان مي كند كه پرسنل رسمي كتابخانه هاي عمومي استان مركزي علاوه بر نگرفتن حقوق دو ماه خود را دريافت نكرده اند و اين اخبار و گزارشات تاسف بار در حالي بيان مي شود كه استاندار مركزي در جلسات مختلف با كمال افتخار بيان مي كند كه »57 ميليارد ريال صرف ساماندهي و تقويت امور فرهنگي در قالب تقويت امور مساجد ،مصلي ها ،پايگاه هاي بسيج،دارالقرآن ،امور بانوان و برپايي همايش هاي فرهنگي استان تصويب شده است«. با چنين اوصافي هر مشاهده گر بي طرف نيز با اين سووال روبرو خواهد شد ،كه چگونه برخي از اصحاب فرهنگي استان مركزي نان شب ندارند بخورند ولي در حوزه هاي ديگر 57 ميليارد ريال صرف امور فرهنگي (به اذعان خودشان )مي كنند؟!! از طرفي نيز در تقسيم وظايف دستگاه هاي فرهنگي نيز شاهد هستيم كه همه ي دستگاه ها شامل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي،تبليغات اسلامي،اداره اوقاف و امور خيريه،صدا و سيما و... كارها و مامويت هاي تخصصي خود را فراموش كرده اند و همه با يك سوژه و يك رويكرد خاص در حوزه فرهنگي مشغول به كار هستند كه همه ي اينها نشانگر عدم برنامه ريزي و نفوذ كار هئتي مي باشد. 2-فرهنگ چاپلوسي و ريا:نمي دانم داستان »پس انداز «سيد مهدي شجاعي را خوانده ايد يا نه؟سال 69 چاپ شده ولي اين روزها نمي دانم چرا دائم توي ذهنم است.داستان از يكي از خواستگاري هاي اول انقلاب شروع مي شود كه عروس و داماد بر سر ميزان زهد و ساده زيستي دعوايشان مي شود و عروس خانم معتقد است بايد يك چادر زد توي بيابان و كفش را هم روزنامه پهن كرد و همان جا زندگي كرد و به هيچ چيز كمتر از اين قانع نمي شود. با لاخره وصلت سر مي گيرد ولي از بخت بد داماد بيچاره ما بد مي آورد و يك خانه يك خوابه گيرش مي آيد و مي ماند كه چطور به عروس خانم اطلاع بدهد كه از معيارهاي ساده زيستي عدول كرده و... اما عروس خانم با كمال بزرگواري مي پذيرد كه زندگي در چنين سر پناهي را تحمل كند تا بعدا امكانات ساده زيستي فراهم شود و... دردسرتان ندهيم اين بزرگواري هاي عروس خانم آنقدر ادامه ادامه پيدا مي كند كه حاضر مي شود حتي زندگي در يك خانه سه خوابه با مبلمان فلان و اثاثيه بهمان را تحمل كند و دست آخر داماد بيچاره را كه تحمل اين همه تحمل خانم را ندارد مجبور به طلاق مي كند. حالا حكايت مردم استان مركزي است و برخي مديران ارشد آن. هيچ يادمان نمي رود كه روزهاي اول حضور برخي از مديران ارشد استان ساده زيستي آنها دل مردم را برده بود ولي هيچ گاه نيز فراموشمان نمي شود كه چگونه برخي از همين مديران ارشد چگونه در باغ هاي پسته زرنديه و ساوه چنان بر سفري رنگين كه زير پنج نوع غذا در آنها ديده نمي شد لقمه هايي فرو مي بلعيدند كه معلوم نبود از دهان مي خورند يا از بيني يا اينكه اصولا كسي با آنها مسابقه يا پشت سر آنها گذاشته است و يا پاتوق ها و نشست هاي متداول برخي مديران ارشد استان در كوه نور كه زبانزده عام و خاص شده است و در اين ميان نيز انگار يادمان رفته است اگر مسووليني ادعاي پيوري از حكومت علي (ع)را داشته باشد،اگر يك شام جايي بخورد كه فقير سر سفره نباشد و همه سرمايه دار باشند آن وقت باد نامه عثمان بن حنيف برات مي نويسند و دريغ از آنكه در اين ديار كسي دغدغه نوشتن نامه و پياده كردن عملي سيره و روش عدل علوي را داشته باشدو چنين است كه طوفان توجيه در راه است. »چه كار مي شود كرد آقا؟ما كه به يك پيكان راضي هستيم .اگر نبود احساس وظيفه نسبت به تسريع در انجام مطالبات مردم،حتي حاضر بوديم فولكس هم سوار بشويم،ولي چه مي شود كرد؟مجبوريم به خاطر مردم اين زانتيا ها ،پارادوها و... را تحمل كنيم،اصلا به خاطر مردم بدتر از اينهايش را هم حاضريم تحمل كنيم«بنابراني لازم است در برابر اين طوفان لااقل چند تا فوت كنيم كه ماجراي طلاق ان شاءاله تكرار نشود.بهر حال امروزه كياوليسم فرهنگي و مذهبي ما را تهديد مي كند و بايد هوشيار باشيم كه ارزش ها،اخلاق دين به بهانه برگزاري كنگره هاي فرهنگي همچون كربلايي كاظم ها،نماز و شهدا خرج قدرت ورزي عده اي نشود.مواظب باشيم در اين روزگار كه براي رسيدن عده اي بر قدرت،ارزشها و آرمان ها انقلاب و نظام را وسيله اينان نكنيم. 3-فرهنگ ارباب و رعيتي (امنيتي):در اين چند وقت به هر محفلي كه پا مي گذاريم سخن از احياي امر به معروف و نهي از منكر است و اخيرا نيز اولين همايش امر به معروف و نهي از منكر ادارات و كارخانجات استان مركزي به همت استاندار و مديران فرهنگي اش برگزار شد.از قضا اين بنده خدا نيز از سر كنجكاوي و البته پرويي ودر همايش حضور پيدا كردم.اما نكته اي كه برايم جالب بود علاوه بر نان قرض دادن هاي سخنرانان به همديگر (تقدير و تشكراز زحمات و تلاش هاي يكديگر)نفوذ موذيانه تفكرات متحجرين و مقدس مآباني بود كه امام (ره)نسبت به گسترش و نفوذ تفكرات آنان گوشزد و هشدار داده بودند. متاسفانه كار به جايي رسيد كه سخنران اصلي مراسم به صورت صريح بر خلاف نظرات رهبر انقلاب اولويت امر به معروف و نهي از منكر را در سه حوزه عفاف،صرفه جويي و ورزش عنوان كرد و اين در صورتي است كه رهبر در سخنان خود بيان مي كند:»البته امر به معروف و نهي از منكر حوزه هاي گوناگوني دارد كه باز مهمترينيش حوزه مسوولين است،يعني شما بايد ما را به معروف امر و ازمنكر نهي كنيد.مردم بايد از مسوولان كار خوب را بخواهند ،آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا بلكه بايد از انها بخواهند .اين مهمترين حوزه است.در مسئله امر به معروف و نهي از منكر فقط نهي از منكر نيست.امر به معروف و كارهاي نيك هست...نهي از منكر فقط نهي از گناهان شخصي نيست.تا مي گوييم نهي از منكر ،فورا در ذهن مجسم مي شود كه اگر يك نفر در خيابان رفتار و لباسش خوب نبود ،يكي بايد بيايد و او را نهي از منكر كند؟،فقط اين نيست،اين جزءدهم است«(گزيده بيانات رهبر انقلا در خطبه هاي نماز جمعه 79/9/25) قصه ي پر غصه ي مظلوميت آرمان هاي انقلاب آنجا به نهايت خود مي رسد كه كسان خود بايد چشمان همه بيدار نظام باشند و يا كساني كه نمايندگي رهبر انقلاب را بر عهده دارند دانسته و ندانسته در اين دام و دانه پاشي به تله گير مي افتند و آنجاست كه بايد فرزندان خميني كبير(ره)همانگونه كه در وصيت نامه خويش بيان كردند در مقابل انحراف وانتقادهايي كه سعي دارند اسلام انقلابي و اجتماعي را تبديل به اسلام كه مربوط به حوزه احكام عبادي و فردي مي شود،اعتراض و به مقابله برخيزند.اعتراض به آنهايي كه امام (ره)مي گويد »خون دلي كه پدرپيرتان از اين متحجرين خورد،از هيچكس نخورده است«. اما مقدس مآبي و متحجر ديني يعني چه صيغه اي؟يعني شما هر چه در واجبات و اجتماعيات كم مي آوري ،سعي كني بامستحبات فردي جبرانش كني.امر به معروف و نهي از منكر يك واجب است آدم هايي كه به هيچ جا وصل نيستند،يقه شان را بگيريم كه تو چرا لباست اينجوري است و ...؟! در نگاه امام (ره)امر به معروف و نهي از منكر وظيفه اي معطوف به اصحاب قدرت است .هر چقدر امر به معروف و نهي از منكر كم شد، به جايش نوافل را اضافه كرديم.هي جمكران و...آن امام و اين رهبري كه ما مي شناسيم اينگونه بنوده و نيستند.از رهبر انقلاب در دانشگاه شريف سووال شد كه خوب اينهايي كه شما داريد مي گوييد تجمل گرايي مسوولين ،عدالت خواهي دستور بدهيد كه اينها همه زير دستان شمايند بگوييد اجرا كنند؟!رهبر انقلاب در جواب گفتند:فكر نكنيد كار به اين آساني است كه من دستور بدهم و اينها عمل بكنند.اينها بايد به مطالبات افكار عمومي تبديل شود و بايد اينها از سوي جامعه تحت فشار واقع شوند و گرنه رهبري هم كاري از دستش بر نمي آيد. از طرفي وقتي نيروهاي انقلاب مي خواهند آرمان هاي انقلاب را از مسوولين مطالبه كنند،از هر طرفي فشار مي آيد كه بخاطر مصلحت نظام فعلا سكوت كنيد.يك روز نيروهاي امنيتي صدايت مي كنند و به شما گوشزد مي كنند كه پايت را از گليمت درازتر نكني و يك روز ديگر افرادي به جرم توهين به نماينده ايشان شما را بازخواست مي كنند و در اين ميان نيز باز مطالبات رهبري و مردم است كه بر روي زمين مانده است و كسي به دليل عدم اجراي آن مسوولين مربوطه را بازخواست نمي كند!!به اين ترتيب به دليل ايجاد فضاي فرهنگ امنيتي امكان هيچ گونه مطالبه بازخواست و امر به معروف و نهي از منكر از مسوولين باقي نمي ماند و اگر هم روزنه اي در اين ميان وجود داشته باشد به دليل فضاي ارباب و رعيتي كه هنوز در بين بسياري از مسوولين حاكم است به نحوي بايد از اينان سووال و مطالبه كرد كه به حضرت ايشان خداي نكرده برنخورد و فردا روزي از شما نخواهند كه در جريده خود رسما از آنان عذر خواهي رسمي نكنيد!!!و البته نيز به شما گوشزد مي كنند كه سبك نوشتاري و گفتاريتان را بايد اصلاح كنيد وگرنه با شما برخورد قانوني و غير قانوني خواهد شد و ايضا نيز فرزندان پير جماران نيز به اينان قطعا يادآوري و گوشزد خواهند كرد كه تقوا فقط ترس از خدا نيست.تقوي يعني نترسيدن از غير خداست و در اين راه ممكن است برخي برايت پرونده سازي كنند و هزاران كار ديگر كه در مخيله شيطان هم نمي گنجد ولي چه باك !!چرا كه : هرزه هربته كه رويد به داسش بنديم گرد خود هر كه بچرخد به خرامش بنديم سفردشت غريبي است نفس تازه كنيم آخرين جنگ صليبي است نفس تازه كنيم زخم وامانده خصم است و نمكدان شما اي جوانان عجم جان من و جان شما |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 17:2 توسط فضول اراكي
|
|
||