|
|
|
|
|
اين استاد دانشگاه اظهار داشت: هنگامي كه بحث تشخيص مصلحت نظام در زمان امام (ره) مطرح شد مصلحت با احكام حكومتي پيوند خورده بود و براي حل مناقشات ميان مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان قانون اساسي مجمع تشخيص مصلحت نظام بنيان نهاده شد.
نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي با انتقاد از كساني كه تحت عنوان ولايتمداري در سالهاي اخير به نام مصلحت منافع فردي و جناحي خود را پيگيري كردند، پيشنهاد داد در كنار مجمع تشخيص مصلحت، مجمع تشخيص حقيقت ايجاد شود. وي در عين حال گفت، با اين مسئله كه مصلحت به گفتمان غالب و فراگير تبديل شده و اصول و مباني اعتقادي و اخلاقي و حقيقي فراموش گردد يا مصلحت كلان به جاي به دست آمدن در فرآيندي روشمند از طريق مشورت حاصل شود و يا آنكه به نام مصلحت كلان منافع فردي و جناحي مدنظر قرار گيرد مخالف است. اين استاد دانشگاه اظهار داشت: هنگامي كه بحث تشخيص مصلحت نظام در زمان امام (ره) مطرح شد مصلحت با احكام حكومتي پيوند خورده بود و براي حل مناقشات ميان مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان قانون اساسي مجمع تشخيص مصلحت نظام بنيان نهاده شد. افروغ افزود: ايجاد مجمع تشخيص مصلحت نظام كاري بسيار پسنديده و ضروري بود اما مصلحتي كه با مباني و اهدافي كه بايد مصلحت آنها را در نظر گرفت سازگار نباشد بر نميتابيم و شايسته است در كنار مجمع تشخيص مصلحت مجمع تشخيص حقيقت بنا شود. افروغ تصريح كرد: جنس انتخاب مسير صلح توسط امام سوم شيعيان از جنس ابعاد جوهري و شناختاري و ساختاري نبود بلكه از جنس كاركردي و پيامدي و نتيجهاي بود. اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه نگاه امام خميني (ره) به مصلحت و حقيقت رابطه و تعامل با دين دارد اظهار داشت: شرايط زماني و مكاني و اقتضائات براي صدور حكم در انديشه بنيادين بنيانگذار جمهوري اسلامي جايگاه ويژه دارد و نگاه آن حضرت به مردم تزئيني و شكلي صرف نبود و بر همين اساس بسياري از مصالح مورد نظر ايشان معنا دار ميشود و ما را بر آن ميدارد نگاه ديگري به شرعيت و مشروعيت داشته باشيم. وي افزود: هنگامي كه به شرعيت فرمان توجه ميكنيم همه نگاهها متوجه بالا ميشود و از شرعيت نظارت و نقادي غفلت ميكنيم در حاليكه شرعيت فرمان رهبر در كنار نظارت مردم قرار ميگيرد. افروغ ادامه داد: ظرف 4 سال گذشته برخي تحت عنوان ولايتگرايي و ولايتمداري و به نام مصلحت، منافع فردي و گروهي خود را در نظر گرفتند و در اين داستان هر دروغي را بيان كردند و مصلحت سنجي آنها ابزاري براي كاسبي در بستر مديريت كشور شد. وي افزود: تصميمات مصلحتي بايد محدود به شرايط زماني و مكاني شود و اگر مصلحت گرايي روش مندي نيز صورت ميگيرد بايد كاري كنيم كه از اين انسداد خارج شويم و نبايد اجازه دهيم مصلحت گرايي اصالت يابد. اين استاد دانشگاه تصريح كرد: جامعه خودسانسور، مصلحتگرا و بدون تدبر و انديشه به لحاظ تفكر عقبمانده است و بايد براي رهايي از اسارت ابزارگرايي و عملگرايي و ماكياوليسم به خصوص از نوع مذهبي آن فضايي شجاعانه و سرشار از صداقت ايجاد كنيم تا تفكر زيربناي تحول شود. وي در ادامه با انتقاد از جنبش دانشجويي كه به دليل برخي مصلحتانديشيهاي كاذب به بنبست رسيده و از حل مناقشه حقيقت و مصلحت ناتوان است وظيفه دانشجويان را حقيقت گرايي و نقد و نظارت بر قدرت عنوان كرد و متذكر شد سانسور براي هيچ روشنفكري نتيجه ندارد. افروغ تصريح كرد: افرادي كه منتقدان حكومت را از طرق گوناگون تهديد ميكنند تا آنها سكوت نمايند و اجازه دهند آنچه در گذشته غيراخلاقي بود اخلاقي تلقي شود و اصل طلايي هر چه بر خود ميپسندي براي ديگران بپسند در حقيقت به ابزار هژموني جديد قدرت تبديل ميشود اما هيچ كس نبايد تصور كند افراد قداست دارند و اگر نظام اسلامي برپا شد همه چيز تمام ميشود و بايد عرصه نقد قدرت فراموش شود. اين استاد دانشگاه در پايان روششناسي براي مبارزه، تفكيك بين جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي براي تعيين معيار نقد سياستهاي حكومت، شناسايي موانع نقد و شرايط ساختاري جامعه، عدم خلط جريان روشنفكري با گروه سياسي و پرهيز از اعتماد مطلق به اصحاب قدرت به عنوان عنصر معرفتسوز و توجه به گفتمان خود انتقادي را براي خروج جنبش دانشجويي از بنبست و حل مناقشه حقيقت و مصلحت ضروري دانست و گفت كه هر كس نقد دارد، صاحب قدرت است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 12:35 توسط فضول اراكي
|
|
||