|
|
|
|
|
خط فقر
ياد دارم يك غروب سرد سرد دوره گردم ، كهنه قالی ميخرم گر نداری كوزه خالی ميخرم اشك در چشمان بابا حلقه بست اول سال است و نان در خانه نيست بوی نان تازه هوش از ما ربود چهره اش ديدم كه لك برداشته سوختم ديدم كه بابا پير بود مشكل ما درد نان تنها نبود؛ باز آواز درشت دوره گرد دوره گردم ، كهنه قالی ميخرم خواهرم بی روسری بيرون دويد؛ محمد رضا يعقوبی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 13:7 توسط فضول اراكي
|
|
||