|
|
|
|
|
انقلاب اسلامي ايران با نگاهي جهاني و تحول زا در همه عرصه هاي زندگي به ويژه حوزه هاي فرهنگي شكل گرفته، اين انقلاب همانطور كه براي شكل گيري خود تحول عظيمي را در بينش ها و گرايش هاي مردمش ايجاد كرده بود براي تداومش نياز به تسري اين نگاه در حوزه هاي متفاوت سياسي و اجتماعي داشته و از اين رو رسانه هاي جمعي به ويژه صدا و سيما سهم عمده اي را به خود اختصاص مي دهند.اهميت صدا و سيما براي انقلاب تا آنجا بود كه امام (ره)سقوط تلويزيون را مساوي با پيروزي انقلاب مي دانستند.حاج احمد آقا خميني مي گويد:»شب 22 بهمن بود ،امام سرش پايين بود و به راديو گوش مي داد.راديو اعلام كرد:راديو و تلويزيون سقوط كرده است.امام بي اختيار از جا بلند شد دودستش را به هم زد و گفت:ديگر تمام شد ،ديگر تمام شد« بنابراين به راحتي مي توان دريافت كه جايگاه و اهميت صدا و سيما تا به چه حدي مي باشد و در اين راستا بايستي به صورت دقيق و موشكافانه به بررسي و نقد عملكرد و در نهايت به كارآيي آن پرداخت.به همين جهت نيز قصد داريم به دور از هياهوهاي سياسي و جناحي ضمن تقدير و تشكر ازساعتها فعاليت و اقدامات صورت گرفته در صدا و سيماي استان مركزي در زمان مديريت هاي قبل و فعلي نكاتي چند را با مديريت آن در ميان بگذاريم.اگر چه دوست داشتيم اين نكات در قالب يك مصاحبه و گفت و گوي رو در رو باشد ولي متاسفانه مدير صدا و سيماي استان مركزي علي رغم اظهارات خود مبني بر لزوم پاسخگويي مسوولين دستگاه ها در مقابل خبرنگاران صدا و سيما ، خود حاضر به پاسخگويي به سووالات رسانه هاي ديگر نمي باشدو..... آقاي مدير كل! اگر بپذيريم كه صدا و سيماي استان مركزي به عنوان بزرگترين رسانه گروهي استان ، در جهت دهي افكار ،مشخص كردن اولويت ها ،برانگيختن احساسات و در نهايت فرهنگ سازي نقش بسزايي را به خود اختصاص مي دهد.پس مي توان نوشت كه: 1-آقاي مدير كل! متاسفانه نگاه به مردم در صدا و سيماي استان از بالا به پايين و ابزاري است.حضور مردم يا محدود به برنامه هاي روانشناسانه در حد تماشاچيان محتاج ارشاد و هدايت است يا در حد مصاحبه شوندگان كليشه اي.در خصوص نوع اول همه ي مشكلات به خصلت هاي فردي و مسائل شخصي باز مي گردد و حل معضلات اجتماعي در گرو اصلاح اين خصلت هاست ، اما در حضور نوع دوم ،مطالبي از قبل تعيين شده به صورت عادت بر زبان مصاحبه كنندگان و مصاحبه شوندگان جاري مي شود تا تاييدي باشد بر مواضع رسانه و درواقع مواضع مديريت جاري استان ،گويي كه مردم ،از ابزار ابراز عقايد مسوولين هستند،هر چند همين عقايد با عمل و رفتار مسوولين در تعارض باشد. از سوي ديگر دربيشتر ايام و مناسبتهاي مختلف كه ميكروفون و دوربين رسانه به ميان مردم مي آيد ، اين مردم هستند كه بايد در جواب سوال خبرنگاران بگويند »حتما كمك خواهيم كرد«،»بله،بلاخره وظيفه مردم است كه فعال باشند«و... اما هيچگاه از وظيفه مسوولين و حقوق مردم سوال نمي شود. مگر قرار نيست صدا و سيما ،حلقه ي اتصال مردم با حاكمان و نخبگان باشد و مگر مي شود اين ارتباط را يكطرفه خواست؟ و آنهم فقط در راستاي منافع مسوولين؟ آنهم منافع بخشي از مديران نه منافع نظام، چرا كه منافع نظام در نگاه كلان در گرو برآوردن نياز هاي مردم و احقاق حقوق آنهاست. اگر اقشار ضعيف اين استان به قول رهبر انقلاب تريبون ندارند،مقصر كيست؟ كدام نهاد بايد تريبون اقشارمظلوم، مستضعف و محروم استان باشد .مطالبات توده مردم از برخي مديران ارشد استان و بازخواست مسوولان ومديران از سوي كدام دستگاه بايدپيگيري شود؟ و جالب اينكه از جمله موانعي كه در اين راه تو سط مديران مربوطه بيان مي شود »پرهيز از سياه نمايي«و »رعايت مصالح كشور« است. و در پاسخ به اين گونه موضع گيريها در ابتدا بايد پرسيد كه انتقال مشكلات مردم به هرم بالاي قدرت،بر خلاف مصلحت است يا عدم انتقال آنها؟اعتماد مردم در صورت مشاهده پيگيري مطالباتشان از مسوولين حفظ مي شود يا در صورت بي اعتنايي به آنها؟نكته قابل توجه در اين بخش ،نوعي تعريف خاص از »مصلحت «است كه مترادف حذف انتقادها و اعتراض ها معنا مي شود.حال آنكه در دكترين سياسي اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي ،برعكس آن را توصيه مي كند:»هيچ امتي به پاكي نرسد مگر اينكه حق ضعفا ازصاحبان قدرت با صراحت و رواني كلام گرفته شود« و اگر وقوف برمشكلات مردم بدون نياز به بيان آنها از سوي خود مردم محقق مي شد حاكم معصوم (ع)نمي فرمود»زمامدار انساني است كه آنچه را مردم از او پوشيده دارند نخواهد دانست و حق را هم نشانه اي نيست كه به وسيله آن انواع راستي از دروغ شناخته شود« وبه طور قطع نتيجه دوري از اين روش،جابجايي اولويت ها و عدم درك صحيح از مشكلات اساسي مردم است.نتيجه اين ديگاه عدم انعكاس مشكلات عمده مردم و شانه خالي كردن از مسووليت عظيم يك تريبون عمومي است.بنابراين آن رسانه جزء به تصويري ابزاري و كليشه اي از مردم رضايت نمي دهد و صدا و سيما در عمل به يك نهاد تدافعي و زداينده اتهامات از مسوولين استان و شهرستان ها تبديل مي شود.در چنين شرايطي ديگر تدوين راهبرد براي صدا وسيما ي استان مركزي معنا ندارد چرا كه به جاي حركت رو به جلو و آينده نگر بايد به دفاع از وضع موجود انديشيد. (پخش گزارش عملكرد از زبان برخي از مسوولين استاني آنهم به صورت يك طرفه و كاملا غلو آميز در دو سال اخير نمونه اي از خروار است) حال آنكه پرداختن به كوتاهي ها و كاستي ها موجودو اجازه دادن براي صحبت به منتقدين مديران فعلي ،حداقل يك مزيتش اين است كه اثر تبليغات رسانه هاي ضد نظام را تا حد زيادي خنثي خواهد كرد و سلاح مخرب وتضعيف كننده »بيان مشكلات و نواقص «را ازآن رسانه ها خواهد گرفت.بنابراين بهترين دفاع از نظام و مديرانش،نشان دادند ضعف هاي آنها و معرفي مقصران واقعي است كه با رويكرد فعلي صدا و سيماي استان مركزي هيچ همخواني ندارد. 2-آقاي مدير كل! بخش اطلاعات و اخبار به عنوان بارزترين برنامه سياسي صدا و سيماي استان مركزي دچار نواقصي است كه يك بازنگري جدي در آن را مي طلبد.اگر چه بارها از زبان شما يكي از دلايل اين ضعف صدا و سيما و به خصوص بخش اخبار،ضعف نيروي انساني معرفي شده است ولي هر كس كه با بدنه ي كاركنان صدا و سيماي استان آشنا باشد به راستي درخواهد يافت كه اين امر نه به دليل ضعف پرسنل بلكه به دليل عدم انگيزه درميان كار شناسان و كاركنان درد آشنا و توانمند صدا و سيماي استان مي باشد.اغلب اين نيروها كه از بدنه نيروهاي انقلاب مي باشند به دليل بده و بستان هاي برخي مديران مربوطه با مسوولين دستگاه ها ي مختلف و از طرفي عدم پشتيباني لازم از سوي مديران خود در صورت ارائه گزارشات از نارسايي ها و ضعف هاي دستگاه هاي مختلف،انگيزه لازم را براي ارائه گزارشات و اخبار پر ارزش و خلاقانه را ندارند.از طرفي در اغلب روزها اخبار بيش از حد اقدامات جزيي و گفته هاي برخي مسوولين استان مركزي را انعكاس مي كند و به همان اندازه از بازتاب دردل ها و شكوه ها ،توده هاي ضعيف و محروم ،غافل مانده است واين انعكاس نامتعارف و نخ نما شده در بعضي از مواقع چنان به نظر مي رسد كه تنها مانده است كه گزارشاتي از عملكرد داخل منزل برخي مسولين در بخش خبري به مردم گزارش داده شود. 3-آقاي مدير كل! با نگاهي به آرمان هاي اوليه انقلاب در شعارهاي مردم و سخنان حضرت امام(ره) در مي يابيم كه در حال حاضر برنامه اي را نمي توان يافت كه اين آرمان ها در آن ظهور كرده باشند.واقعا برنامه هاي توليدي چقدر در ترسيم روشن عدالت، شرافت ، انصاف و تجسم تلخكامي مغضوبين قدرت وثروت است ؟ كدام يك از برنامه هاي جديدي كه مديريت صدا وسيماي استان مركزي برنامه ريزي كرده است »صيقل دهنده ي اسلام ناب محمدي (ص)،اسلام ائمه هدي عليهم السلام ،اسلام دردمندان ديندار،اسلام پابرهنگان ،اسلام تازيانه خوردگان و اسلام علي و ابوذر «مي باشد ؟ كداميك از برنامه هاي صدا و سيماي استان در طي اين چندسال »معرف مديريت علوي و كوبنده مديريت ناكارآمدو چاپلوس پرور«است؟و كداميك »نابود كننده اسلام رفاه و تجمل ،اسلام التقاط،اسلام سازش و فرومايگي،اسلام مرفهين دردمند و در يك كلام اسلام آمريكايي «است؟ در برنامه هاي توليدي صدا و سيماي استان مركزي كه به آن آفتاب لقب داده شده است،نماز هست،مسجد و عزاداري هست،روزه داري هست اما هيچ گاه شده است كه برنامه اي جهت مبارزه عليه تبعيض باشد، قيام براي قسط باشد ،امر به معروف و نهي از منكر مديران حكومتي باشد؟ كدام برنامه صدا و سيما به نقد صريح و بدون سانسور مسوولين محلي پرداخته است؟ودر چندين برنامه به بيان مشكلات اساسي مردم در زمينه هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي با حضور مسوولين پرداخته است؟ بپذيريد در استاني كه در آن دو قشر كارگر و دانشجو سهم جمعيتي دارند، كمترين برنامه توليدي در جهت پاسخگويي به سووالات و نيازهاي آنان تهيه شده است،اگر هم نمونه اي پيدا شود ،در نهايت جهت اشخاص است و انگار كه هيچ مشكلي ناشي از نهادهاي دولتي نيست. 4-آقاي مدير كل! در رويكرد مديريت صدا و سيماي استان مركزي با اولويت دادن به پخش مستقيم مراسم هاي مذهبي،چنين وانمود مي شود كه ايها الناس! كجاييد كه ببيند،صدا و سيما دارد شق القمر مي كند و كار فرهنگي مي كند!!! در صورتي كه مخاطب ساده اي كه كمترين آشنايي با اصول برنامه سازي در حوزه صدا و سيما داشته باشد،اين نكته را به خوبي مي داند كه اينگونه برنامه ها فاقد هر گونه خلاقيت و تاثير گذاري عميق فرهنگي مي باشند،در حاليكه مي توان و مي شود با رويكرد عدالت خواهانه و مطالبه گرانه به سوژه هاي متنوعي پرداخت كه در آن رگه هاي ديني به صورت غير مستقيم وجود داشته باشد و اين همان وظيفه و كاركرد اصلي هنر است كه متاسفانه در بين برخي مسوولين صدا و سيما به آن كمتر بها داده مي شود!!! وشايد اينها همه به دليل وجود تفكرات و عملكرد محافظه كارانه در بين متوليان اصلي صدا و سيما ي استان باشد و محافظه كاران تنها به فكر حفظ وضع موجود هستند و نه برداشتن گامي به جلو در راستاي اهداف انقلاب. اين محافظه كاري كه به تعبير رهبري قتلگاه انقلاب است، پرداختن به بعد سياسي اجتماعي دين و طرح نقدهاي سياسي و مديريتي را بدليل شايد ترس از نا اميدي در مردم را به سكوت مي گذارد.غافل از اينكه وقتي در يك برنامه فساد يا ناكارآمدي مديريتي و يا معضلي مطرح شود و تلاش براي برخورد و مبارزه با آن به تصوير كشيده شود،هيچگاه ياس را دربين مردم در پي نخواهد داشت. بهر حال آنچه كه بيان شد شمه اي كوتاه از دغدغه هاي بود كه متاسفانه در اين چند وقت اجازه و فرصت بازگويي مستقيم آن براي مسوولين صدا و سيماي استان مركزي فراهم نشد و اكنون نيز اگر چه پيش بيني مي كنيم همچون گذشته با سكوت و بي توجهي مواجه شود و به اصطلاح همچون گذشته با رويكرد» شتر ديدي ،نديدي«از آن استقبال كنند ولي تنها از سر وظيفه و دغدغه ديني به ذكر آنها پرداختيم شايد كه در نگاه اهل نظر و تامل و انصاف مورد قضاوت و جواب قرار گيريم.انشاءا... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386ساعت 17:53 توسط فضول اراكي
|
|
||